معنی لان

لان
معادل ابجد

لان در معادل ابجد

لان
  • 81
حل جدول

لان در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

لان در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بی‌وفایی، عهدشکنی، گودال، مغاک
فرهنگ معین

لان در فرهنگ معین

  • گودال، مغاک، بی وفایی. [خوانش: (اِ.)]
لغت نامه دهخدا

لان در لغت نامه دهخدا

  • لان. (اِ) بی حقیقتی و بی وفائی. (برهان) (جهانگیری):
    می آیدم ز رنگ تو ای یار بوی لان
    برکنده ای ز خشم دل از یار مهربان.
    مولوی. توضیح بیشتر ...
  • لان. (فعل امر) امر از لاندن به معنی جنبانیدن و افشانیدن یعنی بجنبان و بیفشان. (برهان) (جهانگیری). رجوع به لاندن شود. || (اِ) مغاک و گودال. (برهان). گو و مغاک. (آنندراج). مغاک. اسدی در لغت نامه ذیل کلمه ٔمغاک گوید: گو باشد در زمین و لان نیز گویند. (نسخه ای از لغت نامه ٔ اسدی). گوی باشد در زمین یا در کوه یادر هر جا که باشد و مغاک خوانند و لان نیز گویند. (نسخه ای از لغت نامه ٔ اسدی). || (پسوند) سار، که جا و مقام و محل انبوهی و بسیاری چیزها باشد مانند نمک سار و شاخ سار چه نمک سار را نمک لان نیز گویند. توضیح بیشتر ...
  • لان. (اِخ) (الَ. ) شهری و نیز گروهی بطرف ارمینیه. (منتهی الارب). بلاد واسعی بطرف ارمینیه نزدیک باب الابواب مجاور خزر و عامه بغلط علاّن گویندو ایشان نصارا باشند و بندگان جلد از آنجا آرند. (معجم البلدان): سریر، مملکتی است میان لان و باب الابواب. بعد از فراغت از کار آذربایجان و ارّان به دربند شروان رفتند (مغول) و بلاد آن را گرفتند و جز قلعه ای که پناهگاه امیر آن حدود بود محلی سالم نماند سپس به شهرهای لان و لگزستان شتافتند. توضیح بیشتر ...
  • لان. (اِخ) نام کرسی قدیم لانوا، مرکز ایالت اسن بفرانسه. دارای 19125 تن سکنه. توضیح بیشتر ...
  • لان. (اِخ) ژان. دوک ِ مُنتبلّو و مارشال فرانسه، مولد لِکتور به سال 1769 م. وی در 1792 وارد فوج داوطلبان گردید و سه سال بعد درجه ٔ ژنرالی یافت. درلشکرکشی ناپلئون به مصر همراه بود و در کودتای «18 برومر» با بناپارت همراهی کرد و در منتبلو و مارنگو کسب شهرت کرد و ساراگس را به سال 1809 گرفت و در جنگ اسلینگ جراحت مهلکی برداشت و به سال 1809 درگذشت. توضیح بیشتر ...
  • لان. (اِخ) ادوار ویلیام. مولد 1801 و وفات 1876. «اشتهر بمعجمه الکبیر العربی - الانکلیزی الذی دعاه «مداللغه»، جمع فیه باصلاحات مختصره کل ماجاء فی معاجم العرب و کتبهم اللغویه فنشر منه سته مجلدات فی لندن (76-1863) و لما مات الحق به حفیده «لان پول » بقیه مسوداته بثلثه مجلدات لندن 1893 و نقل المترجم الی الانجلیزیهکتاب الف لیله و لیله و له مصنفات بالانکلیزیه عن احوال الشرق العربی و غیر ذلک. (معجم المطبوعات ج 2). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

لان در فرهنگ عمید

  • گودال، مغاک،
  • بی‌وفایی: می‌آیدم ز رنگ تو ای یار بوی‌ لان / برکنده‌ای ز خشم دل از یار مهربان (مولوی: لغت‌نامه: لان)،
    بی‌حقیقتی،. توضیح بیشتر ...
  • محل فراوانی چیزی: نمک‌لان،
فارسی به انگلیسی

لان در فارسی به انگلیسی

عربی به فارسی

لان در عربی به فارسی

  • زیرا , زیرا که , چونکه , برای اینکه
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید