معنی لا

لا
معادل ابجد

لا در معادل ابجد

لا
  • 31
حل جدول

لا در حل جدول

  • نت میانی
  • ششمین نت
  • نت ششم
  • نفی عرب
  • وسط و میان، نت میانی، نفی عرب، نت ششم
مترادف و متضاد زبان فارسی

لا در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بین، درون، مابین، میانه، میان، وسط، درز، روزن، شکاف، کر، لایه، ورق، تا، چین، خیر، لما، نه، قیچی، مقراض. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

لا در فرهنگ معین

  • (ص فا.) پالاینده، صافی کننده.
  • [فر.] (اِ.) ششمین نُت در موسیقی.
  • (اِ.) قیچی.
  • تو، میان، تا، تای پارچه یا لباس، برای ~ی جِرز خوب بودن کنایه از: بی فایده و ناکارآمد بودن. [خوانش: (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
  • (حر. ) حرف نفی، نه، بر سر اسم درآید و معنی نا می دهد: لاادری، لا - مذهب. [خوانش: [ع. ]]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

لا در لغت نامه دهخدا

  • لا. (ع حرف) نه. نی. بی. نا: لاعلاج، ناگزیر. لابد، ناچار. مقابل نعم:
    از کرم و نعمت و آلای او
    کس نشنیده ست ز لب لای او.
    منوچهری.
    گفت لا و لا کرامه. (تاریخ بیهقی ص 369).
    مادر فرقان چه دانی تو که هفت آیت چراست
    یا شهادت را چرا همراه کردستند لا.
    ناصرخسرو (دیوان چ تقوی ص 24).
    لاشک هر کرداری را پاداشی است. (کلیله و دمنه).
    هیچ نگفتی به گه بوسه لا
    آن صنم آخته بالای من
    گفتی لا می نکنم کاین دلت
    طاقت کی دارد با لای من.
    سوزنی. توضیح بیشتر ...
  • لا. (فرانسوی، اِ) نام حرف ششم از حروف هفتگانه ٔ نت موسیقی.

  • لا. (اِ) تا. تاه. تو. توی. تَه. ثناء:
    کرا تیغ قهر اجل در قفاست
    برهنه ست اگر جوشنش چندلاست.
    سعدی.
    سلطان محمود در زمستانی سخت به طلحک گفت با این جامه ٔ یک لا در این سرما چه میکنی ؟ (منتخب لطائف عبید زاکانی چ برلن ص 165).
    مرغ بریان پیچ در نان تنک
    کآن بدن در جامه ٔ یک لاخوش است.
    بسحاق اطعمه (دیوان ص 47).
    لابلا، توبتو، تو در تو. دولا، دولایه، دوتا، دوتو. یک لا، یک لایه، یک تو، یک تا: جامه یا قبای یک لا، جامه یا قبای یک تا؛ یک لاقبا؛ حقیر بی بضاعت. توضیح بیشتر ...
  • لا. (فعل امر) مخفف لای، امر از لاییدن. || (نف مرخم) مخفف لاینده. هرزه لا، هرزه گو، پرگو. (برهان). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

لا در فرهنگ عمید

  • تو و میان ‌چیزی: لای کتاب، لای دیوار،
    * لابه‌لا: ‹لابرلا› [عامیانه] تودرتو، تابرتا،. توضیح بیشتر ...
  • [مقابلِ نَعَم] نه، نا، نی،
    (تصوف) نفی ماسوی‌الله. δ «لا» مٲخوذ از «لا اله الا ‌الله» است،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

لا در فارسی به انگلیسی

  • Between, Fold, Layer, Naught, Scissors, Strand, Without
عربی به فارسی

لا در عربی به فارسی

  • نه این و نه ان , هیچیک , هیچیک از این دو , پاسخ نه , منفی , مخالف , خیر , ابدا. توضیح بیشتر ...
گویش مازندرانی

لا در گویش مازندرانی

  • لباس، رختخواب، درز شکاف، تا خوردن تا
فرهنگ فارسی هوشیار

لا در فرهنگ فارسی هوشیار

  • هیچ نی نه نه نی نا: به لاقت لات بشکست خرد به اعزاز دین آب عزی ببرد. (سعدی. کلیات)، در اول اسم آید دال برنفی وسلب: لاجرعه لامکان. -3 در اول فعل آید دال برنفی وجحد: لاالالی لاادری. تاه، تو، ته، لای کتاب و دفتر. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی آزاد

لا در فرهنگ فارسی آزاد

  • لا، خیر، نه (جواب نفی)،
  • لا، حرف نفی، حرف نهی، زائده، در مقام نفی ناصب اسم است و رافع خبر و در جلو مضارع، غیر عامل، در مقام نهی جازم فعل مضارع است مثل لا تَقُل ما لاتَفعَلُ (تَقُل در اصل تَقُولُ بوده که چون لام آن مجزوم شده، به التقاء ساکنین واو حذف شده است)،. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید