معنی قنطار

قنطار
معادل ابجد

قنطار در معادل ابجد

قنطار
  • 360
حل جدول

قنطار در حل جدول

  • آیه ۲۰ سوره نساء متهم کردن زنان به اعمال منافی عفت، برای توجیه طلاق و عدم پرداخت مهریه یا پس گرفتن آن را به شدت نهی کرده و مورد مذمت قرار می‌دهد. از این آیه علاوه بر دفاع از حقوق زنان به حق مالکیت زن و جواز مهریه زیاد نیز حکم شده است. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

قنطار در فرهنگ معین

  • وزنی در حدود صد رطل، مال بسیار و پوست گاو که پر از زر باشد. [خوانش: (قَ) [معر. ] (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

قنطار در لغت نامه دهخدا

  • قنطار. [ق ِ] (معرب، اِ) تازگی عود بخور. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). || پوست گاو پر از زر. (برهان). || مقدار چهل اوقیه از زر یاهزار اوقیه از آن یا دوصددینار یاهزار دو صد اوقیه یا هفتاد هزار دینار یا هشتادهزار درهم یا یکصد رطل از زر یا از سیم یاهزار دینار یا یک پوست گاو پر از زر یا از سیم. (منتهی الارب). ج، قناطیر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). وزن چهل اوقیه از طلا یاهزار و دویست دینار یاهزار و دویست اوقیه و گویند هفتادهزار دینار و گویند هشتادهزار درهم و گویند صد رطل طلا یا نقره و گویند هزار دینار و گویند مشک گاو پر از طلا یا نقره و گویند مال فراوان بر روی هم. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

قنطار در فرهنگ عمید

  • واحد اندازه‌گیری وزن، برابر با حدود صد رطل،
    مال بسیار،
    پوست گاو پر از زر: به‌قنطار زر بخش کردن ز گنج / نباشد چو قیراطی از دسترنج (سعدی۱: ۸۵)،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

قنطار در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

قنطار در فارسی به ترکی

فرهنگ فارسی هوشیار

قنطار در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

قنطار در فرهنگ فارسی آزاد

  • قِنطار، مال کثیر، مقدار معینی از وزن (برابر صد رَطل یا بیشتر دکتر به اختلاف اَقوال) (جمع: قناطِیر)،. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید