معنی قره

قره
معادل ابجد

قره در معادل ابجد

قره
  • 305
حل جدول

قره در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

قره در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اسود، تیره، سیاه، مشکی
فرهنگ معین

قره در فرهنگ معین

  • (قَ رَ) [تر.] (ص.) سیاه.
لغت نامه دهخدا

قره در لغت نامه دهخدا

  • قره. [ق ُرْ رَ / رِ] (اِ) قره که رمّالان زنند:
    صیدی چنین که گفتم وِاقبال صیدگه را
    شعری زننده قره سعدالسعود فالش.
    خاقانی (از آنندراج از غوامض سخن). توضیح بیشتر ...
  • قره. [ق َ رَه ْ] (ع اِمص) چرکینی اندام مانند قلح و زردی دندان. || (مص) زرد و چرکین اندام گردیدن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || داغ داغ شدن پوست از بسیاری اَدَرْفَن. (منتهی الارب) (آنندراج). || سیاه شدن اندام یا برکنده شدن پوست اندام از سختی ضرب. (آنندراج). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

قره در فرهنگ عمید

فرهنگ فارسی هوشیار

قره در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید