معنی قبرس

قبرس
معادل ابجد

قبرس در معادل ابجد

قبرس
  • 362
حل جدول

قبرس در حل جدول

لغت نامه دهخدا

قبرس در لغت نامه دهخدا

  • قبرس. [ق ُ رُ] (ع اِ) بهترین و جیدترین مس. (منتهی الارب) (شرح قاموس). توضیح بیشتر ...
  • قبرس. [ق ُ رُ /ق ِ رِ] (اِخ) جزیره ای است بزرگ در روم و در این جزیره فوت کرد ام ّ حرام دختر ملحان. (منتهی الارب). جزیره ٔ مثلث شکل بزرگ حاصل خیزی است که در قسمت شرقی دریای متوسط به مسافت نزدیک صد میل از ساحل لاذقیه واقع است. طول آن 150 و عرض آن 50 تا 60 میل مربع و مساحت آن 3584 میل و سکنه ٔ آن به سال 1954 م. بر حدود 750هزار تن بالغ میگردیده است. در شمال این جزیره رشته جبال کیرینا و در میان آن رشته کوههائی عظیم تر به نام ترودوس قرار گرفته و میان این دو رشته کوه زمینهای همواری است که از مشرق ومغرب به دریا راه دارد و به نام میزاوریا نامیده میشود. توضیح بیشتر ...
  • قبرس. [ق ِ ب ِ] (اِخ) نام جد طاهربن عیسی بن قبرس است. و طاهر از محدثان است. (الانساب سمعانی). توضیح بیشتر ...
  • قبرس. [] (اِ خ) یوم قبرس لمعاویه؛ از ایام عرب است در عصر اسلام. (از مجمع الامثال میدانی). توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

قبرس در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

قبرس در فرهنگ فارسی هوشیار

  • یونانی تازی گشته مس ناب
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه