معنی فراق

فراق
معادل ابجد

فراق در معادل ابجد

فراق
  • 381
حل جدول

فراق در حل جدول

  • هجران، جدایی
مترادف و متضاد زبان فارسی

فراق در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • جدایی، دوری، مفارقت، مهجوری، هجر، هجران،

    (متضاد) وصال
فرهنگ معین

فراق در فرهنگ معین

  • (مص ل. ) جدا شدن، دور شدن، (اِمص. ) جدایی، دوری. [خوانش: (فِ) [ع. ]]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

فراق در لغت نامه دهخدا

  • فراق. [ف ِ / ف َ] (ع مص) جدایی. دوری. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). از یکدیگر جدا شدن. (زوزنی) (منتهی الارب). از هم جدا شدن. به فتح هم آمده است: هذا فراق بینی و بینک. (قرآن 78/18). (اقرب الموارد). مقابل وصال:
    به وصال اندر ایمن بدم از گشت زمان
    تا فراق آمد بگرفتم چون برخفجا.
    آغاجی.
    با وصال تو بودمی ایمن
    در فراقم بمانده چون برخنج.
    آغاجی.
    روز من گشت از فراق تو شب
    نوش من شد از آن دهانت گبست.
    اورمزدی.
    دلم تنوره و عشق آتش و فراق تو داغ
    جگر معلق بریان و سل پوده کباب. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

فراق در فرهنگ عمید

  • جدا شدن و دور شدن از یکدیگر، جدایی،
فارسی به انگلیسی

فراق در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

فراق در فارسی به ترکی

فرهنگ فارسی هوشیار

فراق در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

فراق در فرهنگ فارسی آزاد

  • فَراق، بیگانگی و جدائی، پراکندگی و اختلاف، اِفتِراق،
  • فِراق، (فأرَقَ، یُفارِقُ، مُفارَقَه و فِرأق) جدا شدن از یکدیگر، دور شدن از هم،. توضیح بیشتر ...
  • فِراق، دوری، جدائی،
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید