معنی فاراد

فاراد
معادل ابجد

فاراد در معادل ابجد

فاراد
  • 286
حل جدول

فاراد در حل جدول

  • واحد سنجش ظرفیت خازن
فرهنگ معین

فاراد در فرهنگ معین

  • [فر.] (اِ.) واحد اندازه گیری ظرفیت الکتریکی.
لغت نامه دهخدا

فاراد در لغت نامه دهخدا

  • فاراد. (لاتینی، اِ) واحد ظرفیت الکتریکی است و مساوی گنجایش جسمی است که چون سطح آن از صفر به یک ولت برسد واحد یک کولن (کولمب) الکتریسیته باشد. این اصطلاح از زمان مایکل فاراده معمول شده است. (از وبستر). رجوع به فاراده شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

فاراد در فرهنگ عمید

  • واحد اندازه‌گیری ظرفیت الکتریکی،
فرهنگ فارسی هوشیار

فاراد در فرهنگ فارسی هوشیار

  • فرانسوی بر گرفته از نام فارادی یکان گنجایی کهربی (اسم) واحد عملی ظرفیت الکتریکی و آن مساوی گنجایش جسمی است که چون سطح آن از صفر بیک ولت برسد و دارای یک کولن (کولمب) الکتریسیته باشد این اصطلاح از زمان فاراده معمول شده. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید