معنی ظلال

ظلال
معادل ابجد

ظلال در معادل ابجد

ظلال
  • 961
حل جدول

ظلال در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

ظلال در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • سایه‌ها، سایبان‌ها، اشباح
فرهنگ معین

ظلال در فرهنگ معین

  • سایبان، سایه ابر. [خوانش: (ظِ) [ع.] (اِ.)]
  • (~.) [ع.] (اِ.) جِ ظل، سایه ها.
لغت نامه دهخدا

ظلال در لغت نامه دهخدا

  • ظلال. [ظِ] (ع اِ) سایبان. || بهشت. || بستان. || سایه ٔ ابر. || ظلال البحر؛ موجهای دریا. || ج ِ ظِل ّ و ظُلّه:
    عشق ربانی است خورشید کمال
    امر نور اوست خلقان چون ظلال.
    مولوی.
    آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی
    آمده مجموع در ظلال محمد.
    سعدی.
    ظلال و ظلالات، صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: عند الصوفیه عباره عن الاسماء الالهیه. کذا فی کشف اللغات. و در لطائف اللغات میگوید که: ظلال در اصطلاح صوفیه عبارت است از وجود اضافی ظاهر به تعینات ممکنات. توضیح بیشتر ...
  • ظلال. [ظَ] (ع اِ) هر آنچه سایه افکند بر تو مثل ابر و کوه و غیره. || سایه ٔ ابر. (آنندراج). || جای سایه دار. (آنندراج). توضیح بیشتر ...
  • ظلال. [ظَل ْ لا / ظَ] (اِخ) آبی است نزدیک ربذه و به قول بعضی وادیی است در شربّه. ابوعبید گوید: ظلال ُ سَوان، به جانب چپ طخفه وقتی که به سوی مکه روی کنی و متعلق به بنی جعفربن کلاب است. این کلمه را به طاء مهمله نیز نوشته اند. رجوع به معجم البلدان شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

ظلال در فرهنگ عمید

  • آنچه بر کسی یا بر روی چیزی سایه می‌اندازد، مانند ابر یا چیز دیگر،. توضیح بیشتر ...
  • [جمعِ ظِلّ] = ظل

    [جمعِ ظُلَّه] = ظله
فرهنگ فارسی هوشیار

ظلال در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ سایه افکن، سایه ی ابر، سایبان (تک: ظل) سایه ها (تک: ظله) سایبان ها آنچه بر کسی یا روی چیزی سایه بیاندازد مانند ابر، سایه بان. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی آزاد

ظلال در فرهنگ فارسی آزاد

  • ظَلال-ظِلال، سایبان-آنچه که سایه اندازد،
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید