معنی طومار

طومار
معادل ابجد

طومار در معادل ابجد

طومار
  • 256
حل جدول

طومار در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

طومار در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • دفتر، صحیفه، عریضه، کتاب، تومار، مکتوب، منشور، نامه، نوشته
فرهنگ معین

طومار در فرهنگ معین

  • نامه، دفتر، نوشته دراز. [خوانش: [معر - یو.] (اِ.)]
لغت نامه دهخدا

طومار در لغت نامه دهخدا

  • طومار. (ع اِ) قسمی خط عربی از نوع ثقال. (ابن الندیم). || نامه. (منتهی الارب) (منتخب اللغات). نامه ٔ دراز. (تفلیسی). ج، طوامیر. || دفتر. (منتهی الارب). صحیفه. (منتخب اللغات). || کاغذ نوشته، و امروز نوشته های لوله کرده را گویند. لوله ٔ کاغذ. لوله ٔ کاغذی و امثال آن که درنوردیده باشند. این کلمه یونانی است و آن را در مصر از پاپیروس می کرده اند و عرض آن بیش از بدستی و درازا گاه تا سی ذراع بوده است: ثم صاحت فی الدار یا جواری دواه وقرطاساً، و شمرت عن صاعدین کأنهما طومارا فضه، ثم حملت القلم و کبت. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

طومار در فرهنگ عمید

  • مکتوب یا نامۀ بلند،

    [قدیمی] دفتر، صحیفه،

    ٣. [قدیمی] نامه،
فارسی به انگلیسی

طومار در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

طومار در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

طومار در فرهنگ فارسی هوشیار

  • نامه، دفتر، صحیفه، لوله کاغذی
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید