معنی طرفدار

طرفدار
معادل ابجد

طرفدار در معادل ابجد

طرفدار
  • 494
حل جدول

طرفدار در حل جدول

فرهنگ معین

طرفدار در فرهنگ معین

  • جانب دار، حامی، سرحددار،
لغت نامه دهخدا

طرفدار در لغت نامه دهخدا

  • طرفدار. [طَ رَ] (نف مرکب، اِ مرکب) کنایه از پادشاهان است. (برهان). پادشاه عظیم الشأن. (غیاث اللغات) (آنندراج). و طرفدار عالم چهار بودند: اول کیومرث، دوم کیقباد، سوم کیکاوس، چهارم کیخسرو. (آنندراج). || حاکم. (آنندراج). حکام. (برهان). حاکم سرحدنشین. (غیاث اللغات). سرحدنشین. (برهان) (آنندراج):
    طرفداران ز سقسین تا سمرقند
    به نوبتگاه درگاهش کمربند.
    نظامی.
    طرفدار مغرب به مردانگی
    قدرخان مشرق به فرزانگی.
    نظامی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

طرفدار در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

کلمات بیگانه به فارسی

طرفدار در کلمات بیگانه به فارسی

فارسی به انگلیسی

طرفدار در فارسی به انگلیسی

  • Adherent, Advocate, Favorer, Follower, Interested, Pro, Promoter, Proponent, Support, Supporter, Votary. توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

طرفدار در فارسی به عربی

  • تابع، جزیی، حزب، مدافع
فرهنگ فارسی هوشیار

طرفدار در فرهنگ فارسی هوشیار

فارسی به ایتالیایی

طرفدار در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید