معنی شیون

شیون
معادل ابجد

شیون در معادل ابجد

شیون
  • 366
حل جدول

شیون در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

شیون در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • افغان، جیغ، دادوبیداد، زاری، ضجه، فریاد، فغان، ناله، ندبه
فرهنگ معین

شیون در فرهنگ معین

  • (وَ) [په.] (اِ.) ناله و زاری.
لغت نامه دهخدا

شیون در لغت نامه دهخدا

  • شیون. [ش ُ] (ع اِ) ج ِ شان. (غیاث). || ج ِ شَیْن، به معنی زشتی و عیب. (غیاث). توضیح بیشتر ...
  • شیون. [شی وَ] (اِ) نوحه و ناله و ماتم. (غیاث) (از آنندراج). زاری و ناله و افغان و فریاد که در مصیبت و محنت برآرند. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جهانگیری) (از برهان). عزا. ماتم. ندبه. ضجه. نوحه. آه و ناله. گریه ٔ جمعی به آواز بلند بر مصیبتی. سوک. افغان. فغان. (یادداشت مؤلف). مقابل سور. گریستن به آواز بلند برمرده، و آن با برخاستن و کردن صرف شود:
    کنون دوده را سربسر شیونست
    نه هنگامه ٔ این سخن گفتنست.
    فردوسی.
    کنون شیون باربد گوش دار
    سر مهر مهتر به آغوش دار. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

شیون در فرهنگ عمید

  • گریه و ناله و زاری در هنگام مصیبت، نوحه، فغان و فریاد،
فارسی به انگلیسی

شیون در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

شیون در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید