معنی شیلان

شیلان
معادل ابجد

شیلان در معادل ابجد

شیلان
  • 391
حل جدول

شیلان در حل جدول

  • سفره خانه دربار
فرهنگ معین

شیلان در فرهنگ معین

  • موقع صرف ناهار و صلای طعام، سفره امرا و بزرگان، طعام. [خوانش: [مغ. ] (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

شیلان در لغت نامه دهخدا

  • شیلان. (ع اِ) ج ِ شال: شیلان کشمیر. شیلان کرمان. (یادداشت مؤلف). توضیح بیشتر ...
  • شیلان. (ترکی، اِ) مهمانی عام. (یادداشت مؤلف). || سفره ٔ طعام، و با لفظ کشیدن مستعمل است. (آنندراج). سفره ٔ طعام. (از برهان). سفره و خوان طعام. (غیاث). سفره. (انجمن آرا). سماط سلاطین و امرا. (برهان) (ناظم الاطباء). سفره ٔ امرا و بزرگان. (فرهنگ فارسی معین). || مجازاً طعام را نیز گفته اند. (از برهان) (از غیاث). طعام که بزرگان پخته اند. (انجمن آرا). طعام. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). || اسباب طعام خوری. (منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
  • شیلان. (اِخ) دهی است از بخش حومه ٔ شهرستان سنندج. آب از چشمه. پاسگاه ژاندارمری دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

شیلان در فرهنگ عمید

  • سفرۀ طعام،
    سفرۀ بزرگی که انواع خوراک‌ها برآن چیده می‌شود،
    * شیلان کشیدن: (مصدر لازم) گستردن سفرۀ طعام،. توضیح بیشتر ...
  • عناب
فارسی به انگلیسی

شیلان در فارسی به انگلیسی

نام های ایرانی

شیلان در نام های ایرانی

  • دخترانه، مهمانی، سور
  • دخترانه، چیلان، عناب
گویش مازندرانی

شیلان در گویش مازندرانی

  • نوعی سپاس عمومی دعا و نذر ندبه و استغاثه
  • مراسم نیایش بند آمدن باران
فرهنگ فارسی هوشیار

شیلان در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) موقع صرف نهار و صلای طعام، سفره امرا و بزرگان، طعام.
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید