کسیر
مکسور
Gebrochen, Kaputt, Zerbrochen
1094
ترجمه شده
متلاشی شده
گداخته شده
نوشته شده
بهشت گمشده
آگاه شده
برچیده شده
پاره شده
پوشیده شده
ترک شده
مغلوب شده
نابود شده
شکسته شدن
شکافته شده
شسته نشده
بسته شده
کاسته شدن
شکسته بند
شکر گفته شده
خسته شدن
بسته شدن
کشت شده
اراسته شده
ورشکست شدن