معنی شنیده

شنیده
معادل ابجد

شنیده در معادل ابجد

شنیده
  • 369
حل جدول

شنیده در حل جدول

لغت نامه دهخدا

شنیده در لغت نامه دهخدا

  • شنیده. [ش َ / ش ِ دَ / دِ] (ن مف) مسموع شده. (ناظم الاطباء). شنفته. مطلبی که به گوش رسیده باشد. شنوده. مسموع. (فرهنگ فارسی معین):
    ورا دید و بستود و بردش نماز
    شنیده همی گفت با او براز.
    فردوسی.
    شنیده یکایک به هرمز بگفت
    دل شاه با رای بد گشت جفت.
    فردوسی.
    شنیده سخنها فرامش مکن
    که تاج است بر تخت دانش سخن.
    فردوسی.
    مکن باور سخنهای شنیده
    شنیده کی بود مانند دیده.
    ناصرخسرو.
    آواز رود و بربط و نای و سرود و چنگ
    وین طنطنه که میشنوی هم شنیده گیر. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

شنیده در فرهنگ عمید

  • شنوده، ویژگی مطلبی یا سخنی که به ‌گوش رسیده،
فرهنگ فارسی هوشیار

شنیده در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) مطلبی که به گوش رسیده باشد شنوده مسموع.
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید