معنی شانه

شانه
معادل ابجد

شانه در معادل ابجد

شانه
  • 356
حل جدول

شانه در حل جدول

  • کتف، کت و کول، خا
مترادف و متضاد زبان فارسی

شانه در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • دوش، کت، کتف، کول، مشاط، مشط، شیار، خشاب، کرکیت، شان، کندو
فرهنگ معین

شانه در فرهنگ معین

  • (~. ) [په. ] ابزاری دندانه دار که با آن موی یا ریش را مرتب کنند. توضیح بیشتر ...
  • (~.) (اِ.) خانه زنبور عسل.
  • (نِ) (اِ. ) استخوان کتف، دوش. ، ~خالی کردن کنایه از: مسولیت کاری را نپذیرفتن. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

شانه در لغت نامه دهخدا

  • شانه. [ن َ / ن ِ] (اِ) آن چیزی باشد که از چوب و شاخ یا استخوان و فلزات و غیره سازند و زلف و گیسو را بدان پرداز دهند. (از برهان قاطع). آلتی است دندانه دار از چوب یا فلز که با آن مو را باز و پاک میکنند. (فرهنگ نظام). و با مصدر کردن و زدن و کشیدن صرف شود: و از وی [آمل] آلاتهاء چوبین خیزد. چون کفچه و شانه و شانه نیام و ترازوخانه و کاسه و طیفوری. (حدودالعالم چ ستوده ص 141).
    در فرق زده ست شانه ٔ مشکین
    بی گیسویَکی دراز ازغمری. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

شانه در فرهنگ عمید

  • دوش، کتف، جای اتصال دست به تنه، استخوان کتف،
  • وسیله‌ای دندانه‌دار که با آن موی سر را هموار و مرتب می‌کنند، سرخاره،. توضیح بیشتر ...
  • شان۳
فارسی به انگلیسی

شانه در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

شانه در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

شانه در فارسی به عربی

تعبیر خواب

شانه در تعبیر خواب

  • اگر بیند ریش را شانه کرد، دلیل زکات مال بدهد و دیدن شانه تراش در خواب، دلیل بر مردی باشد که غم و اندوه از دل ببرد. - اب‍راه‍ی‍م‌ ب‍ن‌ ع‍ب‍دال‍ل‍ه‌ ک‍رم‍ان‍ی. توضیح بیشتر ...
گویش مازندرانی

شانه در گویش مازندرانی

  • وسیله بافندگی سنتی و به ارتفاع تقریبی چهل سانتی متر که نخ...
فرهنگ فارسی هوشیار

شانه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • آن چیزی باشد که از چوب و شاخ یا استخوان و فلزات و غیره سازند و زلف و گیسو را بدان پرداز دهند کتف. توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

شانه در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

شانه در فارسی به آلمانی

واژه پیشنهادی

شانه در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید