معنی سیفون

سیفون
معادل ابجد

سیفون در معادل ابجد

سیفون
  • 206
حل جدول

سیفون در حل جدول

فرهنگ معین

سیفون در فرهنگ معین

  • [فر. ] (اِ. ) لوله خمیده ای به شکل زانو که برای خالی کردن مایعات و جلوگیری از تصاعد گازهای داخلی منابع عفونی (توالت و غیره) به کار برند، آبشویه (فره). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

سیفون در فرهنگ عمید

  • لوله‌ای خمیده به شکل زانو که با ایجاد خلٲ مایعات را از مخازن غیر قابل دسترس چون باک بنزین اتومبیل به مخزن دیگری منتقل می‌کند،
    ظرف آبی که با کشیدن اهرم آن، به درون لگن توالت تخلیه می‌شود و آن را می‌شوید،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

سیفون در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

کلمات بیگانه به فارسی

سیفون در کلمات بیگانه به فارسی

فارسی به انگلیسی

سیفون در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

سیفون در فارسی به عربی

عربی به فارسی

سیفون در عربی به فارسی

  • زانویی , لوله خمیده یا شتر گلو , سیفون , از لوله یا سیفون رد کردن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

سیفون در فرهنگ فارسی هوشیار

  • فرانسوی زانویی لوله خمیده ای به شکل زانو که برای خالی کردن مایعات و جلوگیری از تصاعد گازهای داخلی منابع عفونی (مستراح و غیره) به کار برند. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید