معنی سیرآب کردن

سیرآب کردن
معادل ابجد

سیرآب کردن در معادل ابجد

سیرآب کردن
  • 547
حل جدول

سیرآب کردن در حل جدول

لغت نامه دهخدا

سیرآب کردن در لغت نامه دهخدا

  • سیرآب کردن. [ک َ دَ] (مص مرکب) آب دادن. رفع عطش کردن. فرونشاندن تشنگی را. (ناظم الاطباء). آب نهایت دادن. تشنگی را کاملاً برطرف کردن: ابری بیامد و آن کشت را سیرآب کرد چون بدو رسیدی. (قصص الانبیاء ص 131).
    سیرآب کن بهار خندان را
    فریادرس نیازمندان را.
    نظامی.
    ز اندازه بیرون تشنه ام ساقی بیار آن آب را
    اول مرا سیرآب کن آنگه بده اصحاب را.
    سعدی.
    کشت ما را میتواند قطره ای سیرآب کرد
    اینقدر استادگی ای ابر دریادل چرا. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید