معنی سیاوش

سیاوش
معادل ابجد

سیاوش در معادل ابجد

سیاوش
  • 377
حل جدول

سیاوش در حل جدول

لغت نامه دهخدا

سیاوش در لغت نامه دهخدا

  • سیاوش. [وَ] (اِ) پرنده ای که آنرا سرخاب گویند. (برهان). نوعی از مرغان. (فرهنگ رشیدی). توضیح بیشتر ...
  • سیاوش. [وَ / وُ] (اِخ) سیاوخش. (برهان):
    بگنجی که بد جامه ٔ نابرید
    فرستاد پیش سیاوش کلید.
    فردوسی.
    بر آنم که پور سیاوش تویی
    ز تخم کیانی و باهش تویی.
    فردوسی.
    سیاوش مرا همچو فرزند بود
    که با فر و با برز و اورند بود.
    فردوسی.
    آن خون سیاوش از خم جم
    چون تیغ فراسیاب درده.
    خاقانی.
    مدت عمر ار نداد کام سیاوش
    دولت کاوس کامکار بماند.
    خاقانی.
    خوانده باشی ز درس غمزدگان
    که سیاوش چه دید از ددگان.
    نظامی.
    رجوع به سیاوخش شود. توضیح بیشتر ...
نام های ایرانی

سیاوش در نام های ایرانی

  • پسرانه، دارنده اسب سیاه، فرزند کیکاووس که ناجوانمردانه و بی گناه به قتل رسید، دارنده اسب سیاه، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر کیکاووس پادشاه ایران و پدر کیخسرو پادشاه کیانی. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید