معنی سیاه چشم

سیاه چشم
معادل ابجد

سیاه چشم در معادل ابجد

سیاه چشم
  • 419
حل جدول

سیاه چشم در حل جدول

لغت نامه دهخدا

سیاه چشم در لغت نامه دهخدا

  • سیاه چشم. [چ َ /چ ِ] (اِ مرکب) طائر شکاری را گویند چرا که چشم بعض نوع طائر شکاری سیاه میباشد مثل بحری، شاهین، چرغ وغیره. (غیاث اللغات). باز شکاری. || (ص مرکب) کنایه از بیمروت و بی وفا. (آنندراج). نامهربان. بی محبت. (ناظم الاطباء). || آنکه چشم سیاه دارد. (یادداشت بخط مؤلف). صفت معشوق است بدو وجه یکی آنکه سیاهی چشم موجب حسن خوبی است و دیگر آنکه طائر شکاری سیاه چشم بی وفا باشد خلاف طائر زردچشم که در عرف آنرا کلال چشم گویند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

سیاه چشم در فرهنگ عمید

  • آن‌که دارای چشمان سیاه باشد،
فرهنگ فارسی هوشیار

سیاه چشم در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (صفت) آن که دارای چشمانی سیاه رنگ باشد.
واژه پیشنهادی

سیاه چشم در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید