معنی سیاه شدن

سیاه شدن
معادل ابجد

سیاه شدن در معادل ابجد

سیاه شدن
  • 430
حل جدول

سیاه شدن در حل جدول

لغت نامه دهخدا

سیاه شدن در لغت نامه دهخدا

  • سیاه شدن. [ش ُ دَ] (مص مرکب) تاریک شدن. اسوداد:
    بریده گشت پس آنگاه ششصدوسی سال
    سیاه شد همه عالم ز کفر و از کافر.
    ناصرخسرو.
    زآن پیشتر که جامه ٔ جانت شود سیاه
    از مردم سیاه درون اجتناب کن.
    صائب.
    || محو شدن. سترده شدن. (یادداشت بخط مؤلف):
    که فرغول برنتابد آن روز
    که بر تخته بر سیاه شود نام.
    رودکی (از لغت فرس اسدی ص 316). توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید