معنی سیاهک

سیاهک
معادل ابجد

سیاهک در معادل ابجد

سیاهک
  • 96
حل جدول

سیاهک در حل جدول

فرهنگ معین

سیاهک در فرهنگ معین

  • سیاه کوچک، قارچی است انگلی که نوعی از آن از تیره اوستیلاژیناسه و نوع دیگرش از تیره تیلتیاسه است، اراقوا، لیخنیس. [خوانش: (هَ) (اِمصغ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

سیاهک در لغت نامه دهخدا

  • سیاهک. [هََ] (ص مصغر) بسیاهی زننده. متمایل به سیاه:
    سیاهک بود زنگی خود بدیدار
    بسرخی میزند چون گشت بیمار.
    نظامی.
    || (اِ مصغر) آفت قارچی در گندم که دانه را سیاه کند. (یادداشت بخط مؤلف). بیماری در زعفران. (یادداشت بخط مؤلف). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

سیاهک در فرهنگ عمید

  • (کشاورزی) نوعی آفت قارچی غلات که بیشتر در گندم و جو بروز می‌کند و خوشه‌ و دانه‌ را به گردی سیاه‌رنگ تبدیل می‌کند، قره‌جه،
    (صفت) [قدیمی] سیاه‌رو، سیاه‌چهره،. توضیح بیشتر ...
گویش مازندرانی

سیاهک در گویش مازندرانی

فرهنگ فارسی هوشیار

سیاهک در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ سیاه کوچک، قارچی است انگلی که نوعی از آن از تیره اوستیلاژیتاسه و نوع دیگرش از تیره تیلتیاسه است و هر دو نوع از رده پروتوبازیدیومیستها میباشند. نوع اول که به نام اوستیلاگو نامیده میشود گونه های مختلفش سیاهک گردی گندم و جو و یولاف و ذرت و غلاف دیگر را فراهم میکند و نوع دوم که به نام تیلتا نامیده میشود سیاهک سنگی غلات را به وجود می آورد. در سیاهک گردی دانه های گندم و غلات دیگر تبدیل به گرد سیاه رنگی که همان هاگهای قارچ است می شود و به وسیله باد به اطراف پراکنده میگردد. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید