معنی سیال

سیال
معادل ابجد

سیال در معادل ابجد

سیال
  • 101
حل جدول

سیال در حل جدول

  • بسیار روان، جاری
مترادف و متضاد زبان فارسی

سیال در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • جاری، روان،
    (متضاد) راکد، آبکی، رقیق، رو، مایع،
    (متضاد) غلیظ. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

سیال در فرهنگ معین

  • (ص.) بسیار روان، روان، جاری. [خوانش: (سَ یّ) [ع.]]
لغت نامه دهخدا

سیال در لغت نامه دهخدا

  • سیال. [س َ] (اِ) یاسمین را گویند و آن سفید و زرد میباشد. (برهان) (آنندراج). یاسمین. (بحر الجواهر) (تحفه ٔ حکیم مؤمن). توضیح بیشتر ...
  • سیال. [س َی ْ یا] (ع اِ) نوعی از درخت انگور یا خار. (آنندراج). عُض ّ. (منتهی الارب). قسمی از عضاه است. (یادداشت بخط مؤلف). شبهان. شاباهی. شاباهان. فالیورس. (یادداشت بخط مؤلف). || (ص) روان. (آنندراج). جاری. روان. (ناظم الاطباء). جاری شونده. || رقیق. (آنندراج) (غیاث). || نوعی از ماهی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

سیال در فرهنگ عمید

  • بسیارروان،

    آب روان، جاری،
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

سیال در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

سیال در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

سیال در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

سیال در فارسی به عربی

گویش مازندرانی

سیال در گویش مازندرانی

  • نام مرتعی نزدیک لاکوم سوادکوه
  • درخت لرگ، چوب نامرغوب
  • نام تپه ای در حوزه ی آلاشت
فرهنگ فارسی هوشیار

سیال در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

سیال در فرهنگ فارسی آزاد

  • سَیّال، بسیار روان- جاری
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه