معنی سپس

سپس
معادل ابجد

سپس در معادل ابجد

سپس
  • 122
حل جدول

سپس در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

سپس در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آن‌گاه، آن‌وقت، بعد، آن‌وقت، پس، پس‌ازآن،

    (متضاد) قبل
فرهنگ معین

سپس در فرهنگ معین

  • (س پَ) (ق.) پس، بعد.
لغت نامه دهخدا

سپس در لغت نامه دهخدا

  • سپس. [س ِ پ َ] (ق) پس و پستر و بعد، چنانکه گویند: از این سپس، یعنی پس از این و بعد از این. (برهان). بعد. (نصاب الصبیان). پس. (جهانگیری). پس و پستر و بعد. (غیاث) (شرفنامه):
    برادران منا زین سپس سیه مکنید
    بمدح خواجه ٔ ختلان به جشنها خامه.
    منجیک.
    کنون گران شدم و سرد و نانورد شدم
    از آن سپس که بخیری همی بپوشم ورد.
    کسایی.
    بدانست کش بخت برگشت و روز
    نخواهد شدن زین سپس دلفروز.
    فردوسی.
    ز یزدان بجستی مرا زآن سپس
    ترا داد یزدان فریادرس. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

سپس در فرهنگ عمید

  • از‌پس، از‌پی، پس‌از‌آن، بعد،
فارسی به انگلیسی

سپس در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

سپس در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

سپس در فارسی به عربی

  • بعد ذلک، ثم، قادم، لذا
فرهنگ فارسی هوشیار

سپس در فرهنگ فارسی هوشیار

  • بعد، پس، بعد از این
فارسی به ایتالیایی

سپس در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

سپس در فارسی به آلمانی

  • Da, Damals, Dann, Folgend, Nachher, Nächst-, Nächst, Nächste, Nächsten, Nächster (m), Nächstes. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
عبارت های مشابه