معنی سوم

سوم
معادل ابجد

سوم در معادل ابجد

سوم
  • 106
حل جدول

سوم در حل جدول

  • مقام برنزی
  • ثالث
  • واحد پول ازبکستان
  • واحد پول قرقیزستان
  • واحد پول قرقیزستان، مقام برنزی، ثالث
فرهنگ معین

سوم در فرهنگ معین

  • (س وُُ) (ص.) در مرتبه سه. نفر سوم، هفته سوم.
لغت نامه دهخدا

سوم در لغت نامه دهخدا

  • سوم. [س ِ وُ / س ِوْ وُ] (عدد ترتیبی، ص نسبی) سه که ثالث باشد. (آنندراج). سیم. چیزی که در مرتبه ٔ سه واقع است. (ناظم الاطباء):
    سوم روز خوان را بمرغ وبره
    بیاراستش گونه گون یکسره.
    فردوسی.
    خطی پدرت و دیگر مادرت و تو سوم
    خطیت بید و دیگر سیب و سوم عنب
    خطیت اسب و دیگر گاو است و خر سوم
    خطیت بار و دیگر برگ و سوم خشب.
    ناصرخسرو.
    دو بامداد گر آید کسی بخدمت شاه
    سوم هرآینه در وی کند بلطف نگاه.
    سعدی. توضیح بیشتر ...
  • سوم. [س َ] (ع مص) گران فروختن. (غیاث). || بها کردن متاع را. (آنندراج) (منتهی الارب) (المصادر زوزنی). طلب المبیع بالثمن الذی تقر ربه البیع. (التعریفات). || وزیدن باد و زود گذشتن. (آنندراج) (منتهی الارب). || دقت نمودن. (غیاث). || خواری و رنج کشیدن. (غیاث) (از المصادر زوزنی). رنج رسانیدن. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 60). || گیاه چریدن چهارپا. (غیاث). چریدن شتران. (آنندراج) (منتهی الارب). چرا کردن. (المصادر زوزنی). توضیح بیشتر ...
  • سوم. [س َ] (ع اِ) بها. (منتهی الارب) (آنندراج). بها. قیمت. (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

سوم در فرهنگ عمید

  • آن‌که یا آنچه در مرتبۀ سه واقع شده، سومین،
    (اسم) سومین روز پس از درگذشت کسی،. توضیح بیشتر ...
  • اشتغال به تجارت،

    معامله،

    (اسم) بها و قیمت،
فارسی به انگلیسی

سوم در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

سوم در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

سوم در فارسی به عربی

گویش مازندرانی

سوم در گویش مازندرانی

فرهنگ فارسی هوشیار

سوم در فرهنگ فارسی هوشیار

  • بها و قیمت، معامله منسوب به سه، سومین
فارسی به آلمانی

سوم در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه