معنی سوله

سوله
معادل ابجد

سوله در معادل ابجد

سوله
  • 101
حل جدول

سوله در حل جدول

  • سالن بزرگ، سوراخ
  • پایه و سقف پیش ساخته
مترادف و متضاد زبان فارسی

سوله در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • سالن بزرگ، ساختمان‌مسقف فلزی، سوراخ، سوراخ پس و پیش، دبروفرج
فرهنگ معین

سوله در فرهنگ معین

  • (لِ) (اِ. ) نوعی اسکلت پیش ساخته برای ساختمان که به شکل خرپا زده شود. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

سوله در لغت نامه دهخدا

  • سوله. [ل َ / ل ِ] (اِ) مطلق سوراخ را گویند عموماً و سوراخ پس و پیش را که دبر و فرج باشد خصوصاً. (برهان). سوراخ مقعد و سوراخ فرج. (فرهنگ رشیدی):
    بجنبانم علم چندان در آن دو گنبد سیمین
    که سیماب از سر حمدان فروریزمْش ْ در سوله.
    عسجدی.
    || خانه زادی را گویند که پدر و مادر او هر دو هندوستانی باشند. (برهان) (فرهنگ رشیدی) (جهانگیری):
    همه قلب وجود و سوله ٔ عصر
    نعایم وار آتشخوار و ریمن.
    خاقانی (از آنندراج).
    || آواز بلندهمچو مویه و زوزه و ناله ٔ سگ. توضیح بیشتر ...
  • سوله. [س َ ل َ] (ع اِمص) فروهشتگی شکم و جز آن. || جای باش کبوتران. (منتهی الارب) (آنندراج). توضیح بیشتر ...
  • سوله. [ل َ] (اِخ) نام یکی از پیلان سلطان محمود غزنوی که بغنیمت از هند آورد:
    چو هروان و جیله شبیه الوهه
    چو مولوس و سوله و چون سور کیسر.
    فرخی (فرهنگ فارسی معین). توضیح بیشتر ...
  • سوله. [ل َ] (اِخ) دهی است از دهستان سرولایت بخش سرولایت شهرستان نیشابور. دارای 168 تن سکنه. آب آن از رودخانه و قنات. محصول آنجا غلات، پنبه و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

سوله در فرهنگ عمید

  • ساختمانی با محوطۀ باز بسیاربزرگ که بیشتر به‌عنوان انبار، کارگاه، یا سالن ورزش از آن استفاده می‌شود،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

سوله در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

سوله در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید