معنی سوفار

سوفار
معادل ابجد

سوفار در معادل ابجد

سوفار
  • 347
حل جدول

سوفار در حل جدول

فرهنگ معین

سوفار در فرهنگ معین

  • (اِ.) ظرف گِلی، کاسه، کوزه.
  • سوراخ سوراخ شدن، بخش انتهایی تیر که در چلُه کمان گذاشته می شود. [خوانش: (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

سوفار در لغت نامه دهخدا

  • سوفار. (اِ) دهان تیر که چله ٔ کمان را در آن بند کنند. (آنندراج). دهانه ٔ تیر. (شرفنامه). دهان تیر و آن جایی باشد از تیر چله ٔ کمان را در آن بند کنند. (برهان): بهرام تیری بمیان دو چشمش اندرزد، چنانکه تا سوفار در سرفیل شد. (ترجمه ٔ تاریخ طبری بلعمی).
    هیچ تیری نزد او بر تن خصم
    که نه از پشت برون شدسوفار.
    فرخی.
    گر ناوکی اندازد عمداً بنشاند
    پیکان پسین ناوک در پیشین سوفار.
    منوچهری.
    کنون تیر گلبن عقیق و زمرد
    ازین کینه بر پر و سوفار دارد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

سوفار در فرهنگ عمید

  • بن چوبۀ تیر که در چلۀ کمان گذاشته می‌شود: تا به‌ سوفار در زمین شد غرق / پیش تیری چنان چه درع و چه درق (نظامی۴: ۵۷۲) نظر کن چو سوفار داری به شست / نه آنگه که پرتاب کردی ز دست (سعدی۱: ۴۶)،
    سوراخ به‌ویژه سوراخ سوزن. توضیح بیشتر ...
  • کاسه و کوزۀ گلی،

    ظرف گلی که در کوره پخته شده باشد،
فرهنگ فارسی هوشیار

سوفار در فرهنگ فارسی هوشیار

  • دهانه تیر که چله کمان را در آن بند کنند، سوراخ سوزن
واژه پیشنهادی

سوفار در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید