معنی سمیع

سمیع
معادل ابجد

سمیع در معادل ابجد

سمیع
  • 180
حل جدول

سمیع در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

سمیع در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • شنوا، نیوشا،

    (متضاد) ناشنوا، اصم
فرهنگ معین

سمیع در فرهنگ معین

  • (سَ) [ع.] (ص.) شنوا. ج. سمعاء. (از اسماء خداوند).
لغت نامه دهخدا

سمیع در لغت نامه دهخدا

  • سمیع. [س َ] (ع ص) شنواننده. شنونده. (آنندراج) (منتهی الارب). شنوا. (دهار) (مهذب الاسماء): اذن سمیع؛ گوش شنوا. (منتهی الارب) (آنندراج):
    دوم گوشت شنودن که به روی چشم خود دیدن
    سمیع و نیک و بد کیشی اگر حیلت اگردستان.
    ناصرخسرو (دیوان چ تهران ص 361).
    || صفتی از صفات باریتعالی و معنی آن داننده ٔ هر چیز. (آنندراج) (منتهی الارب):
    ور همچو ماخدای نه جسم است و نه گران
    پس همچو ما چرا که سمیع است و هم بصیر.
    ناصرخسرو.
    || شیر که از دور حس مردم و جز آن شنود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

سمیع در فرهنگ عمید

  • [جمع: سُمَعاء] [قدیمی] سامع، شنونده، شنوا،
    (اسم، صفت) از صفات باری‌تعالی،. توضیح بیشتر ...
نام های ایرانی

سمیع در نام های ایرانی

  • پسرانه، شنوا، از نامهای خداوند
فرهنگ فارسی هوشیار

سمیع در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

سمیع در فرهنگ فارسی آزاد

  • سَمِیْع، شنوا- بسیار شنوا- از اَسماءالله است (جمع: سُمَعاء)
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه