معنی سرگشته

سرگشته
معادل ابجد

سرگشته در معادل ابجد

سرگشته
  • 985
حل جدول

سرگشته در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

سرگشته در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • دربه‌در، آواره، سرگردان، حایر، حیران، حیرت‌زده، دودل، گیج، متحیر، هاج‌وواج، درمانده، فرومانده، بیچاره، مستاصل، شوریده، شیدا، آشفته، آسیمه‌دل، عاشق، مضطرب، سراسیمه، آسیمه‌سر، هراسان، واخورده. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

سرگشته در فرهنگ معین

  • سرگردان، آواره. [خوانش: (~. گَ تَ) (ص مف.)]
لغت نامه دهخدا

سرگشته در لغت نامه دهخدا

  • سرگشته. [س َ گ َ ت َ / ت ِ] (ن مف مرکب) شوریده مغز. (آنندراج). شوریده. (شرفنامه). سراسیمه. (اوبهی). کاتوره. (صحاح الفرس):
    ایا گمشده و خیره و سرگشته کسایی
    گواژه زده بر تو امل ریمن و محتال.
    کسایی.
    هیچ دیوانه و سرگشته و مست این نکند
    لاجرم خسته دلم زین قبل و خسته جگر.
    فرخی.
    همچو مرغ نیم بسمل مانده ام
    بیخود و سرگشته ٔ تیمار او.
    عطار.
    چونکه گردی گرد سرگشته شوی
    خانه را گردنده بینی و آن تویی.
    مولوی.
    || وامانده. درمانده. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

سرگشته در فرهنگ عمید

  • سرگردان، حیران،

    آواره، دربه‌در،
فارسی به انگلیسی

سرگشته در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

سرگشته در فرهنگ فارسی هوشیار

واژه پیشنهادی

سرگشته در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید