معنی سرشکسته

سرشکسته
معادل ابجد

سرشکسته در معادل ابجد

سرشکسته
  • 1045
حل جدول

سرشکسته در حل جدول

  • سرافکنده، خوار و خفیف
مترادف و متضاد زبان فارسی

سرشکسته در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • خجل، شرمسار، سرافکنده، شرمسار، خفیف، شرم‌زده، بور، دماغ سوخته، مچل،
    (متضاد) سرافراز، سربلند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

سرشکسته در فرهنگ معین

  • (سَ. ش کَ تِ) (ص مف.) سرافکنده، خجل.
لغت نامه دهخدا

سرشکسته در لغت نامه دهخدا

  • سرشکسته. [س َ ش ِ ک َ ت َ / ت ِ] (ن مف مرکب) که سر اوشکسته باشد. || خجل. شرمسار:
    دهی که با شکرش قند اگر کند دعوی
    به سرشکسته کشندش به کوچه و برزن.
    نورالدین ظهوری (از آنندراج). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

سرشکسته در فرهنگ عمید

  • کسی که سرش شکسته باشد،

    [مجاز] سرافکنده، شرمسار، خواروخفیف،
فرهنگ فارسی هوشیار

سرشکسته در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید