معنی سرشتن

سرشتن
معادل ابجد

سرشتن در معادل ابجد

سرشتن
  • 1010
حل جدول

سرشتن در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

سرشتن در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آغشتن، آمیختن، خمیر کردن، مخلوط کردن، ممزوج کردن، آفریدن، خلق کردن، ورز دادن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

سرشتن در فرهنگ معین

  • آغشته کردن، مخلوط کردن، خمیر کردن، آفریدن. [خوانش: (س رِ تَ) [په. ] (مص م. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

سرشتن در لغت نامه دهخدا

  • سرشتن. [س ِ رِ ت َ] (مص) پهلوی «سریشتن » [رجوع کنید به سرشت]، سریکلی «خیرخ -ام » (آمیختن، مخلوط کردن). مخلوط کردن. آغشته ساختن. خمیر کردن. معجون ساختن. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین). خمیر کردن. چیز تر و چیز خشک آمیختن. (آنندراج) (غیاث). عجین. (زوزنی). عجین کردن:
    همه تعریف همی خواند از این جای خراب
    آنکه بسرشت چنین شخص ترا ز آب و تراب.
    ناصرخسرو (دیوان چ تقوی ص 40).
    عطاروار یکچند از کبر و ناز و کشّی
    سنبل به عنبر تربر سر همی سرشتی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

سرشتن در فرهنگ عمید

  • خمیر کردن،
    مخلوط ساختن،
    آغشته کردن،
    [قدیمی، مجاز] خلق کردن،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

سرشتن در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

سرشتن در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

سرشتن در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (مصدر) (سرشت سرشد خواهد سرشت بسرش سرشنده سرشته) مخلوط کردن آغشته کردن، خمیر کردن، خلق کردن آفریدن. توضیح بیشتر ...
فارسی به آلمانی

سرشتن در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید