معنی سخن چین

سخن چین
معادل ابجد

سخن چین در معادل ابجد

سخن چین
  • 773
حل جدول

سخن چین در حل جدول

فرهنگ معین

سخن چین در فرهنگ معین

  • (~.) (ص فا.) خبربَر، جاسوس.
لغت نامه دهخدا

سخن چین در لغت نامه دهخدا

  • سخن چین. [س ُ خ َ] (نف مرکب) آنکه در میان سخن سعایت کند. (آنندراج). غَمّاز. واشی. دوبهم زن. نمام. ساعی:
    گفته اش سربسر دروغ بود
    او سخن چین چو آسموغ بود.
    طیان.
    سدیگر سخن چین و دورویه مرد
    بکوشد برانگیزد از آب گرد.
    فردوسی.
    سخن چین و بیدانش و چاره گر
    نباید که یابند پیشت گذر.
    فردوسی.
    مده نزد خود راه بدگوی را
    نه مرد سخن چین دوروی را.
    اسدی.
    هر که گوش به قول سخن چین و نمام دارد و بر آن وفق نماید رنجها بیند. (سندبادنامه ص 338). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

سخن چین در فرهنگ عمید

  • کسی‌که سخن یا سرّ کسی را به دیگری بگوید و دوبه‌هم‌زنی کند، خبرکش، نمّام: میان دو تن جنگ چون آتش است / سخن‌چین بدبخت هیزم‌کش است (سعدی۱: ۱۶۲)،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

سخن چین در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

سخن چین در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

سخن چین در فرهنگ فارسی هوشیار

واژه پیشنهادی

سخن چین در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید