معنی ستم

ستم
معادل ابجد

ستم در معادل ابجد

ستم
  • 500
حل جدول

ستم در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

ستم در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آزار، اجحاف، ایذا، بغی، بیداد، بیدادگری، تطاول، تعدی، جبر، جفا، جور، حیف، ظلم، مظلمه،
    (متضاد) مهر. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

ستم در فرهنگ معین

  • (س تَ) [په.] (اِ.) ظلم.
لغت نامه دهخدا

ستم در لغت نامه دهخدا

  • ستم. [س ِ ت َ] (اِ) رجوع کنید به استم. پهلوی ستهم، از ایرانی باستان ستخمه، قیاس کنید با اوستا ستخره (قوی)، و هم در پهلوی ستهمک، ستهمکیه و ستخمک و ستخمکیه (جبری، جور)، نیز اوستا ستخمه، قیاس کنید با ستخره. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین). تعدی و آزار. (برهان):
    با فراخی است ولکن بستم تنگ زید
    آن چنان شد که چون او هیچ ختنبر نبود.
    ابوالقاسم مروزی.
    از پس آن نیز او را [یوسف را] به ستم بخویشتن بخواند. (تاریخ طبری ترجمه ٔ بلعمی). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

ستم در فرهنگ عمید

  • ظلم، جور، آزار،
    * ستم دیدن: (مصدر لازم) = * ستم کشیدن
    * ستم کردن: (مصدر لازم) جوروجفا کردن، ظلم کردن،
    * ستم کشیدن: (مصدر لازم) تحمل ظلم و ستم کردن،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

ستم در فارسی به انگلیسی

  • Inhumanity, Injury, Injustice, Oppression, Persecution
فارسی به عربی

ستم در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

ستم در فرهنگ فارسی هوشیار

واژه پیشنهادی

ستم در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه