معنی سبزه

سبزه
معادل ابجد

سبزه در معادل ابجد

سبزه
  • 74
حل جدول

سبزه در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

سبزه در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اسمر، سبزچهره، سیه‌چرده، سبزه‌رو، گندمگون،
    (متضاد) سپیدپوست، چمن، علف، گیاه. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

سبزه در لغت نامه دهخدا

  • سبزه. [س َ زَ / زِ] (اِ مرکب) سبزی. گیاه نورسته. گیاه خودروی نورسته. رستنی و نبات. (آنندراج). علف و گیاه. گیاه که در قطعه زمینی رویَد. (از فرهنگ نظام). علف های سبز. گیاه و علف تنک که در کنار هم روید و از خاک بسیار نشود و ساقه ای باریک و پراکنده دارد و بیشتر در کنار جویها و نقاط مرطوب روید. چمن. خضوب. خضیب. سبزه ٔ نودمیده بباریدن باران. (منتهی الارب): تفره؛ سبزه ٔ نودمیده. (منتهی الارب):
    خانه نبود ساخته بی پوشش و بی در
    بستان نبود خرم بی سبزه و اشجار. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

سبزه در فرهنگ عمید

  • گیاه تازه و سبز که از زمین چیده نشده باشد، گیاه نورسته، گیاه تازه‌روییده: این سبزه که امروز تماشاگه ماست / تا سبزۀ خاک ما تماشاگه کیست (خیام: ۶۷)،
    چمن: رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید / وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید (حافظ: ۴۶۴)،
    نوعی کشمش سبز‌رنگ، کشمش سبز،
    (صفت) کسی که چهره‌اش اندکی تیره و به رنگ گندم باشد، گندمگون،
    گیاه سبز زینتی که پیش از عید نوروز برای سفرۀ هفت‌سین در ظرف کوچکی می‌رویانند،
    * سبزهٴ بهار: [قدیمی]
    گیا‌هان و سبزی‌های فصل بهار،
    زمین سبز و خرم در فصل بهار،
    (موسیقی) از الحان قدیم ایرانی، سبزبهار: بر سبزۀ بهار نشینی و مطربت / بر سبزۀ بهار زند «سبزۀ بهار» (منوچهری: ۴۰)،
    * سبزه‌درسبزه:
    سبزه‌زارهای پیوسته به هم،
    سبزه‌زار وسیع و پرگیاه: دید نزهتگهی گران‌پایه / سبزه‌درسبزه، سایه‌درسایه (نظامی۴: ۵۹۸)،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

سبزه در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

سبزه در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

سبزه در فارسی به عربی

  • اخضر، اسمر، خضار، خضراوات، عشب
نام های ایرانی

سبزه در نام های ایرانی

  • دخترانه، گیاهی که به صورت خودرو در جایی سبز شده است، سبزه وار، چمن زار، گندمگون. توضیح بیشتر ...
تعبیر خواب

سبزه در تعبیر خواب

  • سبزه در خواب دین باشد، خاصه در وقت آن. اگر بیند که زمینی داشت و در آن سبزه بسیار داشت، دلیل است بر ستر و پاکدینی او. اگر بیند که در آن زمین نباتهای مجهول بود، که آن را نشناخت و در آن به تعجب نگاه می کرد و دانست آب و زمین ملک او است این جمله، دلیل بر دین و دیانت و پرهیزکاری باشد. اگر بیند در آن زمین گیاههای معروف بود، چون سیب و غیر آن دلیل کند بر فراخی نعمت و روزی حلال. اگر بیند سبزه تلخ و مجهول بود، تاویلش به خلاف این باشد. توضیح بیشتر ...
  • خوردن سبزه به خواب به وقت خود، دلیل بر زهد و ورع کند. محمدبن سیرین گوید: دیدن سبزه، دلیل بر سلامتی بود. اگر بیند در میان سبزه زار است، دلیل بر نیکوئی احوال و عاقبت کار او است و ثواب آخرت باید و سبزه زار را هر چند سبزتر و پاکیزه تر بیند و داند که ملک اوست، دلیل کند بر پاکی دین و ورع او. اگر بیند که سبزه زار زرد و پژمرده است، تاویلش به خلاف این بود. اگر دید سبزه زار ملک دیگران است، دلیل که او را صحبت با کسانی افتد که پارسا و با ورع باشند. توضیح بیشتر ...
  • سبزه درخواب بر چهاروجه بود. اول: راه اسلام. دوم: دین. سوم: اعتقاد پاک. چهارم: ورع و پرهیزکاری. - امام جعفر صادق علیه السلام. توضیح بیشتر ...
ترکی به فارسی

سبزه در ترکی به فارسی

فرهنگ فارسی هوشیار

سبزه در فرهنگ فارسی هوشیار

فارسی به ایتالیایی

سبزه در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

سبزه در فارسی به آلمانی

  • Gemüse (n), Gras (n), Grün, Pflanze (f)
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید