معنی ساق

ساق
معادل ابجد

ساق در معادل ابجد

ساق
  • 161
حل جدول

ساق در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

ساق در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اندام مابین زانو و مچ پا، پاچه حیوانات، پایه، ساقه، تنه
فرهنگ معین

ساق در فرهنگ معین

  • از زانو تا مچ پا، تنه درخت، پایین هرچیز. [خوانش: [ع. ] (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
  • [تر.] (ص.) سالم، بی عیب.
لغت نامه دهخدا

ساق در لغت نامه دهخدا

  • ساق. (ع اِ) پوزه ٔ پای. (مهذب الاسماء). میان بندِ پا و بچول است. (شرح قاموس). مابین شتالنگ و زانو. ج، سوق و سیقان و اساوق. (منتهی الارب) (آنندراج). مابین الکعب و الرکبه. (قطر المحیط). از زانو تا شتالنگ. (دهار). طرف پائین انسان و حیوان از زانو بپائین. (شعوری). قسمتی از پای که میان مچ و زانو است:
    پشت خوهل و سرتویل و روی بر کردار قیر
    ساق چون سوهان و دندان بر مثال دستره.
    غواص (از فرهنگ اسدی).
    بالا چون سرو نو رسیده بهاری
    کوهی لرزان میان ساق و میان بر
    صبرنماندم چو این بدیدم گفتم
    خه که جز از مسککک نزادت مادر. توضیح بیشتر ...
  • ساق. (اِخ) جایگاهی است. (شرح قاموس) (منتهی الارب).

  • ساق. (اِخ) کوهی است در خاک بنی اسد. (معجم البلدان).

  • ساق. (اِخ) آبی است متعلق به بنی عجل میان راه بصره و کوفه بسوی مکه. (معجم البلدان). توضیح بیشتر ...
  • ساق. (اِخ) دهی است از دهستان مشک آباد بخش فرمهین شهرستان اراک، واقع در 70 هزارگزی جنوب خاوری فرمهین و 9 هزارگزی خاور راه اراک به خمین. کوهستانی، و سردسیر، و آبش از قنات و محصولش غله و انگور است، 117 تن سکنه دارد که به زراعت و گله داری میگذرانند. از صنایع دستی محلی قالیبافی در آن معمول است. راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2). توضیح بیشتر ...
  • ساق. (اِخ) دهی است از دهستان زاوه بخش حومه ٔ شهرستان تربت حیدریه، واقع در 46 هزارگزی جنوب خاوری تربت حیدریه سر راه مالرو عمومی زاوه. دامنه، و هوایش معتدل، و آبش از قنات. و محصولش غلات و تریاک و پشم است، 1307 تن سکنه دارد که به زراعت و گله داری میگذرانند. از صنایع دستی محلی بافتن قالیچه و کرباس در آن معمول است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

ساق در فرهنگ عمید

  • (زیست‌شناسی) قسمتی از پای انسان از زانو تا مچ، ساق پا،
    (زیست‌شناسی) تنۀ درخت،
    (زیست‌شناسی) = ساقه
    (ریاضی) هریک از دو خط زاویه،
    * ساق ‌عروس: ‹ساق ‌عروسان› نوعی شیرینی که با آرد، شکر، و روغن به شکل ساق درست می‌کردند،. توضیح بیشتر ...
فارسی به ترکی

ساق در فارسی به ترکی

تعبیر خواب

ساق در تعبیر خواب

  • ساق درخواب دیدن، مال مردم است و معیشتی که مردم را بدان اعتبار باشد، زیرا مردم به ساق و قدم برپایند و بعضی از معبران گویند: ساق در خواب عمر دراز باشد. اگر بیند که ساقش قوی و درست است، دلیل که کار و حالش نیکو و درست گردد. اگر ساق را ضعیف بیند، دلیل که عمرش بی نظام گردد. - محمد بن سیرین. توضیح بیشتر ...
  • اگر بیند ساقش آهنین است یا رویین، دلیل است که عمرش دراز گردد و مالش باقی بماند. اگر بیند ساقش از آبگینه یا چوب است، دلیل کند که عمرش زود بسر آید. اگر بیند که ساق او بشکست یا بیفتاد، بد است. - اب‍راه‍ی‍م‌ ب‍ن‌ ع‍ب‍دال‍ل‍ه‌ ک‍رم‍ان‍ی. توضیح بیشتر ...
  • دیدن ساق درخواب مردان را زن بود و زنان را شوی. اگر بیند که ساقهای وی بر یکدیگر می پیچید، دلیل هلاک او است. اگر بیند بر ساقهای او موی بسیار است، دلیل که وام بسیار بر وی جمع گردد و به سبب وام در زندان بماند. اگر بیند از ساق ها موی بسترد، دلیل که وام او گذارده شود. - جابر مغربی. توضیح بیشتر ...
  • دیدن ساق درخواب بر چهار وجه است. اول: مال. دوم: معیشت. سوم: عمردراز. چهارم: مردان را زن است و زنان را شوهر. - امام جعفر صادق علیه السلام. توضیح بیشتر ...
عربی به فارسی

ساق در عربی به فارسی

  • ساق پا , پایه , ساقه , ران , پا , پاچه , پاچه شلوار , بخش , قسمت , پا زدن , دوندگی کردن. توضیح بیشتر ...
ترکی به فارسی

ساق در ترکی به فارسی

گویش مازندرانی

ساق در گویش مازندرانی

فرهنگ فارسی هوشیار

ساق در فرهنگ فارسی هوشیار

  • از زانو به پائین انسان و حیوان
فرهنگ فارسی آزاد

ساق در فرهنگ فارسی آزاد

  • ساق، مابین زانو و مچ پا- تنه درخت و گیاه- سختی- شدت (جمع: سُوق- سِقیان- اَسُوق). توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید