معنی زه زدن

زه زدن
معادل ابجد

زه زدن در معادل ابجد

زه زدن
  • 73
حل جدول

زه زدن در حل جدول

  • از زیر بار در رفتن و شانه خالی کردن و از عهده کاری برنیامدن.
  • از زیر بار در رفتن، شانه خالی کردن، از عهده کاری برنیامدن
فرهنگ معین

زه زدن در فرهنگ معین

  • (زِ. زَ دَ) (مص ل.) (عا.) از پا درآمدن، از میدان به در رفتن.
لغت نامه دهخدا

زه زدن در لغت نامه دهخدا

  • زه زدن. [زِه ْ زَ دَ] (مص مرکب) در تداول، بیرون شدن کمی رطوبت از مخرج زیرین بیمار یا طفل شیرخوار و غیره. بی اراده کمی پلیدی بیرون شدن از کسی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || انصراف وترک گفتن و گریختن از سنگینی کاری که قبلاً آن را به چیزی نمی شمرد و مدعی توانستن آن بود. از میدان بدر رفتن. از دعوی خود بازآمدن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). از میدان دررفتن. از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردن. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به ماده ٔ بعد شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

زه زدن در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (مصدر) از میدان در رفتن.
فرهنگ عوامانه

زه زدن در فرهنگ عوامانه

  • از زیر بار دررفتن و شانه خالی کردن و از عهده کاری برنیامدن است. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید