معنی زهدان

زهدان
معادل ابجد

زهدان در معادل ابجد

زهدان
  • 67
حل جدول

زهدان در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

زهدان در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بچه‌دان، بون، پوگان، تخمدان، رحم
فرهنگ معین

زهدان در فرهنگ معین

  • (زِ) (اِمر.) بچه دان.
لغت نامه دهخدا

زهدان در لغت نامه دهخدا

  • زهدان. [زِ] (اِ مرکب) بچه دان و قرارگاه نطفه باشد و به عربی رحم گویند. (برهان). رحم که قرارگاه نطفه باشد. (غیاث) (آنندراج). بچه دان. (آنندراج). بچه دان که عبارت از رحم باشد. (فرهنگ رشیدی). رحم. (ترجمان القرآن). زاقدان. (شرفنامه ٔ منیری). جایی در شکم مادر که بچه در آن قرار دارد. بچه دان. رحم. (فرهنگ فارسی معین). بچه دان و اتون و رحم و قرارگاه نطفه. (ناظم الاطباء). عضو عضلانی مجوفی که در داخل لگن خاصره قرار دارد و جنین در آن تکامل پیدا می کند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

زهدان در فرهنگ عمید

فارسی به انگلیسی

زهدان در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

زهدان در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

زهدان در فرهنگ فارسی هوشیار

فارسی به ایتالیایی

زهدان در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید