معنی زهاد

زهاد
معادل ابجد

زهاد در معادل ابجد

زهاد
  • 17
حل جدول

زهاد در حل جدول

فرهنگ معین

زهاد در فرهنگ معین

  • (زُ هّ) [ع.] (ص.) جِ زاهد؛ پارسایان.
لغت نامه دهخدا

زهاد در لغت نامه دهخدا

  • زهاد. [زَ] (ع ص) زمینی که جز به آب کثیر روان نشود. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). توضیح بیشتر ...
  • زهاد. [زُهَْ ها] (ع ص، اِ) ج ِ زاهد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) (ناظم الاطباء). پرهیزگاران و این ج ِ زاهد است. (غیاث) (آنندراج). پارسایان. زاهدان. (فرهنگ فارسی معین): و حکماء و زهاد غذاء خویش جو اختیار کرده اند. (نوروزنامه). علماء گویند مقام صاحب مروت به دو موضع ستوده است در خدمت پادشاه. یا در خدمت زهاد. (کلیله و دمنه). من این دو طایفه را در جهان دوست میدارم یکی علماء و دیگر زهاد. (گلستان). زهاد سد رمق و پیران تا عرق کنند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

زهاد در فرهنگ عمید

فرهنگ فارسی هوشیار

زهاد در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

زهاد در فرهنگ فارسی آزاد

  • زَهّاد، بسیار زاهد- بسیار پرهیزکار- کثیرالزُّهد (زُهّاد جمع زاهِد است). توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه