معنی زرند

زرند
معادل ابجد

زرند در معادل ابجد

زرند
  • 261
حل جدول

زرند در حل جدول

  • از توابع ساوه
لغت نامه دهخدا

زرند در لغت نامه دهخدا

  • زرند. [زَ رَ] (اِ) دوزخ و جهنم. || نام درختی صلب و بی بار. (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
  • زرند. [زَ رَ] (اِخ) ناحیه ای است از جیرفت. سبب این است که در آنجا خرده های زر در زمین آن ببینند. (انجمن آرا) (آنندراج). بلوکی در کرمان. (ناظم الاطباء). یکی از بخش های پنجگانه ٔ شهرستان کرمان است که ازشمال به بخش راور، از خاور به بخش مرکزی شهرستان کرمان، از جنوب به شهرستان رفسنجان و از باختر به شهرستان یزد محدود است. در شمال خاوری آن یک رشته ارتفاعات بنام کوه شرقی و در جنوب باختری بنام کوه غربی قرار دارد که اولی بین زرند و راور و دومی بین زرند و رفسنجان واقع گردیده اند. توضیح بیشتر ...
  • زرند. [زَ رَ] (اِخ) قصبه ٔ مرکزی بخش زرند شهرستان کرمان است که در میان جلگه و بر سر راه فرعی کرمان و راور و شمال باختری کرمان واقع است و 4500 تن سکنه دارد. در این قصبه دبستان، ادارات آموزش و پرورش، بهداری، دارائی، دادگاه، پست و تلگراف، ثبت، ژاندارمری و تعدادی دکان وجود دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8). رجوع به ماده ٔ قبل شود. توضیح بیشتر ...
  • زرند. [زَ رَ] (اِخ) دهی از دهستان سجاس رود است که در بخش قیدار شهرستان زنجان واقع است و 1081 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2). توضیح بیشتر ...
  • زرند. [زَ رَ] (اِخ) دهی از دهستان طارم پایین است که در بخش سیردان شهرستان زنجان واقع است و 332 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2). توضیح بیشتر ...
  • زرند. [زَ رَ] (اِخ). در نواحی تهران بلوکی است آباد و معمور که چهل پاره قریه معمور دارد و شکارگاه معروف سلاطین است. (انجمن آرا) (آنندراج). بلوکی است در ری مابین ساوه و ری. (ناظم الاطباء). بخشی است از شهرستان ساوه که خاک آن حاصلخیز است و گندم و خربزه ٔ آن معروف است و مرکز این بخش هم زرند است. (از فرهنگ فارسی معین ج 5). دهستان، بخش زرند شهرستان ساوه در استان مرکزی است که دارای 93 آبادی است و در بهمن ماه 1323 هَ. ش. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید