معنی ریف

ریف
معادل ابجد

ریف در معادل ابجد

ریف
  • 290
حل جدول

ریف در حل جدول

  • حاصلخیز
  • زمین پر آب و علف
  • حاصل خیز
  • سبزه زار، زمین پرآب و علف
لغت نامه دهخدا

ریف در لغت نامه دهخدا

  • ریف. [رَ] (ع مص) به زمین گیاهناک رسیدن. || چریدن ستور زمین علفناک را. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
  • ریف. (ع اِ) زمین با کشت و علف. ج، اَریاف. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). زمین آبادان. زمین با کشت و درخت. (دهار). مرغزار چریدن. (تاج المصادر بیهقی). || فراخی در مأکل و مشرب. || جای سبزه و آب و کشت. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || ساحل. شاطی. کنار. کناره. کرانه. زمینهای نزدیک آب. (یادداشت مؤلف). هرزمین که قریب به آب باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). توضیح بیشتر ...
  • ریف. [رَی ْ ی ِ] (ع ص) پرحاصل. حاصلخیز. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
  • ریف. (اِخ) حاشیه ٔ باریکی است در ساحل بحرالروم (مدیترانه)، در کنار تنگه ٔ جبل طارق، در شمال مراکش که سابقاً متعلق به اسپانیا بود و فرانسه و اسپانیا جنگهای خونین در این محل کردند تا اسپانیا توانست آنجا را در تصرف خود بگیرد. (فرهنگ فارسی معین). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

ریف در فرهنگ عمید

  • زمین پرآب‌وعلف، زمین پرنعمت و پرکشت‌وزرع، زمین نزدیک به آب،
عربی به فارسی

ریف در عربی به فارسی

  • ییلا قات , حومه شهر، ییلاقات
فرهنگ فارسی هوشیار

ریف در فرهنگ فارسی هوشیار

  • چریدن چرا (اسم) زمین پر آب و علف خاک پر نعمت
فرهنگ فارسی آزاد

ریف در فرهنگ فارسی آزاد

  • رِیف، زمین سبز و خرم در خارج از شهر- خاک پر نعمت- نام ایالتی در شمال مراکش- ایضاً ریف بمعنای ساحل نیز می باشد (جمع: اَریاف- رُیُوف). توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید