معنی روزبه

روزبه
معادل ابجد

روزبه در معادل ابجد

روزبه
  • 220
حل جدول

روزبه در حل جدول

  • وزیر بهرام گور
فرهنگ معین

روزبه در فرهنگ معین

  • (بِ) (ص مر.) خوشبخت.
لغت نامه دهخدا

روزبه در لغت نامه دهخدا

  • روزبه. [ب ِ] (ص مرکب) بختیار. (ناظم الاطباء). خوشروز و خوشبخت. (فرهنگ شاهنامه). بهروز. (آنندراج). سعید. نیکبخت:
    توهم پای در مرز ایران منه
    چو خواهی که مه باشی و روزبه.
    فردوسی.
    می لعل پیش آور ای روزبه
    که شد سال گوینده بر شصت و سه.
    فردوسی.
    مهان رابمه دارد و که بکه
    بود دین فروزنده و روزبه.
    فردوسی.
    شغل او با طرب و شغل عدو با غم دل
    بخت او روز به و بخت عدو روزبتر.
    فرخی.
    ایزد او را روزبه کرده ست و روزافزون بملک
    کس مبادا کو شود بر دولت او بدگمان. توضیح بیشتر ...
  • روزبه. [ب ِ] (اِخ) پسر ساسان از فرمانروایان ایرانی عربستان در زمان ساسانیان بوده است. رجوع به مجمل التواریخ و القصص ص 180 شود. توضیح بیشتر ...
  • روزبه. [ب ِ] (اِخ) نام وزیر بهرام گور پادشاه ساسانی. (از فرهنگ شاهنامه). توضیح بیشتر ...
  • روزبه. [ب ِ] (اِخ) نام اصلی عبداﷲبن مقفعمکنی به ابوعمرو و ابومحمد و مشهور به ابن المقفع دانشمند معروف ایرانی بود. رجوع به ابن المقفع شود. توضیح بیشتر ...
  • روزبه. [ب ِ] (اِخ) نام اصلی سلمان فارسی بوده است. رجوع به سلمان فارسی شود. توضیح بیشتر ...
  • روزبه. [ب ِ] (اِخ) از زنان شاعر در اوایل قرن دهم و معاصر سلطان سلیم بوده است. از اشعار اوست:
    هر زمان دارم هلاکی با حیات آمیخته
    زان تغافلها که کردی التفات آمیخته.
    تغافل از بتان بی وفا مطلوب میباشد
    وزین سنگین دلان بی التفاتی خوب میباشد.
    (از مجالس النفائس ص 400).
    و رجوع به فرهنگ سخنوران شود. توضیح بیشتر ...
  • روزبه. [ب ِ] (اِخ) ابن عبداﷲ نکتی (یا نکهتی) لاهوری، مکنی به ابوعبداﷲ. از شاعران قرن پنجم هجری است و سلطان مسعود غزنوی را مدح گفته است. عوفی می نویسد: نکات لطیف او از حد و عد افزون است و نقود شعر او لطیف و موزون. (لباب الالباب ج 2 ص 57). از اشعار اوست:
    روی آن ترک نه رویست و بر او نه بر است
    که برین نار ببار است و برآن گل ببر است
    بطرازی قد و خرخیزی زلفین دراز
    رستخیز همه خوبان طراز و خزر است
    ور بجای مه و خورشید بود یار مرا
    اندرین معنی هم جای حدیث و نظر است
    ماه کی سروقد و سیم تن و لاله رخ است
    ماه کی نوش لب و نازبر و جعدور است ؟. توضیح بیشتر ...
  • روزبه. [ب ِ] (اِخ) (ملا. ) شیرازی از شاعران بوده است. رجوع به تذکره ٔ شمع انجمن ص 178 و فرهنگ سخنوران شود. توضیح بیشتر ...
  • روزبه. [ب ِ] (اِخ) نکنی. اسدی طوسی در ذیل کلمه ٔ شاشه باین بیت او تمثل جسته است:
    ناگاه برآرند ز کنج تو خروشی
    گردند همه جمله و بر ریش تو شاشه.
    (از فرهنگ اسدی چ دبیرسیاقی ص 68).
    شاید این شاعر همان روزبه بن عبداﷲ نکتی باشد. رجوع بهمین نام شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

روزبه در فرهنگ عمید

  • بهروز، نیک‌روز، خوشبخت،
نام های ایرانی

روزبه در نام های ایرانی

  • پسرانه، خوشبخت، بهروز، از موبدان بهرام گور ساسانی، بهروز، خوشبخت، از شخصیتهای شاهنامه، نام موبد بهرام گور پادشاه ساسانی، نام اصلی سلمان فارسی ازیاران معروف پیامبر (ص)، نام اصلی ابن مقفع دانشمند معروف ایرانی قرن دوم. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

روزبه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • روز خجسته، روز بهتر و خوشتر، نیکبخت
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید