معنی رهیدن

رهیدن
معادل ابجد

رهیدن در معادل ابجد

رهیدن
  • 269
حل جدول

رهیدن در حل جدول

  • خلاصی، نجات، رستن
مترادف و متضاد زبان فارسی

رهیدن در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

رهیدن در فرهنگ معین

  • (رَ دَ) (مص ل.) آزاد شدن.
لغت نامه دهخدا

رهیدن در لغت نامه دهخدا

  • رهیدن. [رَ دَ] (مص) رَستَن. ابلال. بلول. نجات. رستگار شدن. نجات یافتن. خلاص شدن (از بند و قید). آزاد شدن. (یادداشت مؤلف). خلاص یافتن. (شرفنامه ٔ منیری). خلاص شدن. نجات یافتن. (انجمن آرا) (آنندراج) (برهان). انجاع. (منتهی الارب). افلاح. (ازتاج العروس). مؤائله. نجو. نجاء. نجاه. نجایه. نقذ. وئآل. (منتهی الارب):
    تمام عضو با من درگذشته
    ز دام هیچیک نتوان رهیدن.
    ناصرخسرو.
    زانکه دل برکنده از بیرون شدن
    بسته شد راه رهیدن از بدن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

رهیدن در فرهنگ عمید

  • رها شدن، رهایی یافتن، آزاد شدن، نجات یافتن،
فارسی به انگلیسی

رهیدن در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

رهیدن در فرهنگ فارسی هوشیار

  • نجات یافتن، آزاد شدن، خلاص شدن
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید