معنی رمنده

رمنده
معادل ابجد

رمنده در معادل ابجد

رمنده
  • 299
حل جدول

رمنده در حل جدول

  • گریزان، رموک، نافر
مترادف و متضاد زبان فارسی

رمنده در مترادف و متضاد زبان فارسی

لغت نامه دهخدا

رمنده در لغت نامه دهخدا

  • رمنده. [رَ م َ دَ / دِ] (نف) رم کننده. آنچه یا آنکه خوی رمیدن دارد. جانور رموک: اوابد؛رمندگان. (ربنجنی). رجوع به رمیدن شود:
    رمنده ددان را همه بنگرید
    سیه گوش و یوز از میان برگزید.
    فردوسی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

رمنده در فرهنگ عمید

  • آن‌که می‌ترسد و می‌گریزد، رم‌کننده،
فارسی به انگلیسی

رمنده در فارسی به انگلیسی

گویش مازندرانی

رمنده در گویش مازندرانی

فرهنگ فارسی هوشیار

رمنده در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) آنکه رم کند کسی که بترسد و بگریزد، آنکه به سبب نفرت احتراز کند. توضیح بیشتر ...
واژه پیشنهادی

رمنده در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید