معنی رشوت

رشوت
معادل ابجد

رشوت در معادل ابجد

رشوت
  • 906
حل جدول

رشوت در حل جدول

  • پول غیر قانونى ادبى
مترادف و متضاد زبان فارسی

رشوت در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

رشوت در فرهنگ معین

  • (رِ وَ) نک رشوه.
لغت نامه دهخدا

رشوت در لغت نامه دهخدا

  • رشوت. [رِش ْ وَ] (از ع، اِ) رُشْوَت. رشوه و پاره و مزد. (ناظم الاطباء). اتاوه. پاره. رشوه. رشوه. برطیل. بَرْطَلَه. پاره ای که برای برآمدن کاری دهند. (یادداشت مؤلف). آنچه بر کسی دهند تا کارسازی به ناحق کند، و در فارسی قدیم آنرا پاره گویند. (غیاث اللغات از منتخب اللغات و شرح نصاب). پاره یعنی چیزی که برای کارسازی ناحق به کسی دهند، و با لفظ دادن و گرفتن و ستاندن و خوردن مستعمل. (آنندراج):
    چون خصم سر کیسه ٔ رشوت بگشاید
    دروقت شما بند شریعت بگشایید. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

رشوت در فرهنگ عمید

فارسی به انگلیسی

رشوت در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

رشوت در فرهنگ فارسی هوشیار

  • پاره، مزد، رشوه، آنچه که بر کسی دهند تا کار سازی به نا حق کند، حق و حساب برای کاری نا حق. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه