معنی رشد

رشد
معادل ابجد

رشد در معادل ابجد

رشد
  • 504
حل جدول

رشد در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

رشد در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • رویش، نشو، نمو، بلوغ، کمال، صلاح، هدایت،
    (متضاد) ضلالت، غی، گمراهی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

رشد در فرهنگ معین

  • (مص ل. ) به راه راست رفتن، هدایت شدن، بالیدن، نمو کردن، (اِمص. ) نمو، ترقی. [خوانش: (رُ شْ) [ع. ]]. توضیح بیشتر ...
  • (مص ل. ) هدایت داشتن، به راه راست شدن، (اِمص. ) هدایت. مق. گمراهی، ضلال. [خوانش: (رَ شَ) [ع. ]]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

رشد در لغت نامه دهخدا

  • رشد. [رُ] (ع مص) به راه شدن. (از آنندراج) (غیاث اللغات) (از منتهی الارب). هدایت شدن. (از اقرب الموارد). راه راست یافتن. (آنندراج) (غیاث اللغات) (ترجمان جرجانی چ دبیرسیاقی ص 52) (مصادر اللغه ٔ زوزنی). راه راست گرفتن. (تاج المصادر بیهقی) (یادداشت مؤلف). || (اِمص) تمیز نیک و بد. استقامت بر راه حق و تصلب در آن. استقامت در طریق حق و قرار و پایداری در آن. رَشَد. رشاد. بسامانی. برهی. براهی. (یادداشت مؤلف). استقامت در راه حق با استواری در آن. توضیح بیشتر ...
  • رشد. [رَ ش َ] (ع اِ) راه راست. (دهار) (منتهی الارب):
    هر ضریری کز مسیحی سر کند
    او جهودانه بماند از رشد.
    مولوی.
    || (اِمص) اصابه ٔ حق. اصلاح. (یادداشت مؤلف). || راه برداری. براهی. برهی. رستگاری. (یادداشت مؤلف). نجات. نجاح:
    که نگردد سنت ما از رشد
    نیک نیکی را بود بد راست بد.
    مولوی.
    ور نباشد طفل را گوش رشد
    گفت ِ مادر نشنود گنگی شود.
    مولوی.
    - رَشَد داشتن، رستگار بودن. در رستگاری و نجات بودن. (یادداشت مؤلف):
    چون ز مرده زنده بیرون می کشد
    هرکه مرده گشت اودارد رشد. توضیح بیشتر ...
  • رشد. [رَ ش َ] (ع مص) راه راست یافتن. (ترجمان جرجانی چ دبیرسیاقی ص 52) (آنندراج) (غیاث اللغات). به راه شدن. (آنندراج) (غیاث اللغات) (از منتهی الارب). هدایت یافتن. (از اقرب الموارد). توضیح بیشتر ...
  • رشد. [رُ] (اِخ) نام مردی. (از منتهی الارب).

  • رشد. [رَ ش َ] (اِخ) نام مردی. (از منتهی الارب).

  • رشد. [رِ] (اِخ) ابن سعد. از اصحاب روایت است. (از منتهی الارب). و رجوع به سیره عمربن عبدالعزیز ص 26 شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

رشد در فرهنگ عمید

  • به راه راست رفتن، از گمراهی درآمدن،
    پایداری و ایستادگی در راه راست،. توضیح بیشتر ...
  • نمو، ترقی، بالیدگی،
    [قدیمی] به راه راست شدن، از گمراهی به‌ راه آمدن،
    [قدیمی] پایداری و ایستادگی در راه راست،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

رشد در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

رشد در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

رشد در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

رشد در فارسی به عربی

  • تشکیل، زیاده، مراهقه، نمو
فرهنگ فارسی هوشیار

رشد در فرهنگ فارسی هوشیار

  • به راه شدن، هدایت شدن، تمیز نیک و بد، نمو و ترقی و بالیدگی
فرهنگ فارسی آزاد

رشد در فرهنگ فارسی آزاد

  • رُشد، بلوغ- هدایت- صواب- استقامت در راه حق
  • رُشد، (رَشَدَ- یَرشُدُ) هدایت شدن- راه راست را شناختن و در آن راه استقامت کردن. توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

رشد در فارسی به ایتالیایی

واژه پیشنهادی

رشد در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه