معنی رزاز

رزاز
معادل ابجد

رزاز در معادل ابجد

رزاز
  • 215
حل جدول

رزاز در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

رزاز در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

رزاز در فرهنگ معین

  • برنج کوب، برنج - فروش. [خوانش: (رَ زّ) [ع.] (ص.)]
لغت نامه دهخدا

رزاز در لغت نامه دهخدا

  • رزاز. [رَزْ زا] (ع ص) برنج فروش. (ناظم الاطباء) (از لباب الانساب) (از اقرب الموارد). کرنج فروش. (دهار). کسی که برنج (رُزّ) میفروشد. (فرهنگ نظام). منسوب است به ارز که برنج باشد. (از انساب سمعانی). || کسی که شلتوک را با دنگ کوفته برنج میسازد و رزازی کار برنجکوب است و این معنی مخصوص فارسی است. (فرهنگ نظام). کسی که شالی را میکوبد و برنج را از پوست جداکرده سفید میکند. (ناظم الاطباء). برنج کوب. (از لغت محلی شوشتر نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ مؤلف):
    گر به سجده آدمی بهتر شدی
    دنگ هر رزاز پیغمبر شدی. توضیح بیشتر ...
  • رزاز. [رَ] (ع اِ) رصاص و قلعی. (ناظم الاطباء). قلعی است. (منتهی الارب). رصاص. (از اقرب الموارد). و رجوع به رصاص و قلعی شود. توضیح بیشتر ...
  • رزاز. [رَزْ زا] (اِخ) لقب ابوجعفربن بختری. (منتهی الارب) (تاح العروس ج 4 ص 38). توضیح بیشتر ...
  • رزاز. [رَزْ زا] (اِخ) احمدبن محمدبن علویه رزاز جرجانی، مکنی به ابوالعباس. وی از محمدبن غالب تمتام و ابوبکربن باغندی روایت کرد. و اسماعیل بن سوید خیاط و ابواسحاق مؤدب از او روایت دارند. (از لباب الانساب). توضیح بیشتر ...
  • رزاز. [رَزْ زا] (اِخ) محمدبن عبیداﷲ. از حسین بن فهد موصلی و جز او حدیث شنید، وخطیب ابوبکر از او روایت دارد. (از لباب الانساب). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

رزاز در فرهنگ عمید

فرهنگ فارسی هوشیار

رزاز در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ برنجکوب، برنجفروش سرب (صفت) برنج کوب، برنج فروش.
فرهنگ فارسی آزاد

رزاز در فرهنگ فارسی آزاد

  • رَزّاز، برنج فروش، برنج کوب
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه