معنی ردا

ردا
معادل ابجد

ردا در معادل ابجد

ردا
  • 205
حل جدول

ردا در حل جدول

  • بالاپوش بلند
  • یکی از دو تکه جامه احرام مردان
  • بالا پوش بلند
  • بالاپوش بلند، یکی از دو تکه جامه احرام مردان
مترادف و متضاد زبان فارسی

ردا در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بالاپوش، جبه، خرقه، طیلسان، لباده
لغت نامه دهخدا

ردا در لغت نامه دهخدا

  • ردا. [رِ] (از ع، اِ) مخفف رداء. بالاپوش و عبا و خرقه. (ناظم الاطباء). آنچه روی لباس ها پوشند همچون جبه و عباءه (عباء). (از اقرب الموارد). چادر و هر لباسی که همه ٔ بدن را بپوشاند. (ناظم الاطباء). چادر که بر دوش گیرند. (غیاث اللغات از منتخب اللغات):
    بشک آمد بر شاخ درختان
    گسترد رداهای طیلسان.
    ابوالعباس.
    و ایشان همه ازار و ردا پوشند. (حدود العالم).
    چو ما صد هزاران فدای تو باد
    خرد ز آفرینش ردای تو باد.
    فردوسی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

ردا در فرهنگ عمید

  • بالاپوش، جبه، هر لباسی که روی لباس‌های دیگر بر تن می‌کنند،
فارسی به انگلیسی

ردا در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

ردا در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

ردا در فرهنگ فارسی هوشیار

  • چادر، دوش انداز، جامه که بر سر و قد گیرند
فارسی به آلمانی

ردا در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید