معنی رخا

رخا
معادل ابجد

رخا در معادل ابجد

رخا
  • 801
حل جدول

رخا در حل جدول

  • سستی، نرمی
  • سستی و نرمی
لغت نامه دهخدا

رخا در لغت نامه دهخدا

  • رخا. [رَ] (ع اِمص) نرمی و سستی و ضعف. (ناظم الاطباء). سستی و نرمی. (منتهی الارب) (آنندراج). آسانی. (برهان). نرمی و سستی و فراخی عیش. (ازمنتخب و صراح اللغه) (از غیاث اللغات):
    خودرو چو خس مباش به هر سرد و گرم دهر
    آزاده سرو باش به هر شدت و رخا.
    مسعودسعد.
    و آن گزلی خان کهن کافری ظالمی است که. احوال وقایع شدت و رخای روزگار بر وی گذشته. (المضاف الی بدایع الازمان ص 38). || (ص) فراخ. واسع. (دهار). توضیح بیشتر ...
  • رخا. [رَ] (ع مص) سست و نرم گردیدن. (ناظم الاطباء). سست شدن. (دهار). و رجوع به رخاء شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

رخا در فرهنگ عمید

  • وسعت عیش، فراخی روزی، فراوانی رزق،
  • باد ملایم که چیزی را تکان ندهد، نسیم،
فرهنگ فارسی هوشیار

رخا در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید