معنی رحیق

رحیق
معادل ابجد

رحیق در معادل ابجد

رحیق
  • 318
حل جدول

رحیق در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

رحیق در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بی‌غش، صاف، ناب، باده، خمر، شراب، صافی، مروق، مل،
    (متضاد) درد. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

رحیق در لغت نامه دهخدا

  • رحیق. [رَ] (ع اِ) می و خوشترین و بهترین می و می خالص بی آمیغ یا صافی و می صافی بی درد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). شراب خالص و صاف. (غیاث اللغات) (فرهنگ سروری). شراب ویژه. (مهذب الاسماء). شراب خالص و صاف و خوشبوی. (آنندراج). شراب نیکو یا خالص بی آمیغ یا صافی بی درد. (جهانگیری). شراب خالص. (دهار) (ترجمان القرآن ص 51). شراب ناب خالص صافی کهنه ٔ بی غش. (یادداشت مؤلف). می. (از اقرب الموارد):
    گویی که همه جوی گلاب است و رحیق است
    جوی است به دیدار و خلیج است به کردار. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

رحیق در فرهنگ عمید

  • خالص، بی‌غش،

    (اسم) شراب بی‌غش، بادۀ ناب،
فرهنگ فارسی هوشیار

رحیق در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ می ناب، بوی خوش، نژاد ناب، مشک ناب، شیره ی گل ‎ (صفت) خالص ناب بی غش، (اسم) می خالص شراب بیغش باده ناب. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی آزاد

رحیق در فرهنگ فارسی آزاد

  • رَحِیق، شراب ناب- عطر خالص- آیات الهیه از آن جهت به رحیق و باده و می تشبیه شده که سکر معنوی و روحانی می آورد (بذیل «مواقع نجوم» نیز مراجعه شود). توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید