معنی رته

رته
معادل ابجد

رته در معادل ابجد

رته
  • 605
حل جدول

رته در حل جدول

لغت نامه دهخدا

رته در لغت نامه دهخدا

  • رته. [رَ ت َ] (اِ) فندق هندی. (ناظم الاطباء). درختی است در هند شبیه فندق اما کوچکتر از آن و سیاهرنگ میباشد و آن را در آب کنند و دست بر آن زنند چون صابون کف برآورد، جامه بدان شویند، خصوصاًجامه ٔ ابریشمی و چون با سرکه بر خنازیر طلا کنند تحلیل دهد و اگر با آب مرزنگوش در چشم کشند شب کوری را برد، و بعربی فندق هندی خوانند. (برهان) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). بندق هندی، و به هندی آن را ریتها نامند و آنرا منافع عجیب است خاصه در چشم. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

رته در فرهنگ عمید

گویش مازندرانی

رته در گویش مازندرانی

  • آت و آشغال، خس و خاشاک، خرت و پرت
  • باران توام با باد که به شکل مورب به سطح زمین رسد، کج باران. توضیح بیشتر ...
  • از اصوات – فرمان چارپادار در احتراز از برخورد و تصادم افراد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

رته در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) فندق هندی بندق هندی.
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید