معنی راور

راور
معادل ابجد

راور در معادل ابجد

راور
  • 407
حل جدول

راور در حل جدول

  • شهری در کرمان
لغت نامه دهخدا

راور در لغت نامه دهخدا

  • راور. [وَ] (اِخ) قصبه ٔ مرکز بخش راور از شهرستان کرمان. واقع در 200هزارگزی شمال کرمان، کنار راه فرعی کرمان - مشهد. این قصبه در جلگه واقع شده و هوای آن معتدل و جمعیت آن 2500 تن میباشد. آب آن از چند رشته قنات تأمین میشود. محصول عمده ٔ این قصبه حبوب، پنبه، میوه و لبنیات است. پیشه ٔ مردم کشاورزی و دامپروری و صنایع دستی زنان بافتن قالیچه، کرباس، گلیم و قالی با نقشه است. راور در حدود 200 باب دکان و دو دبستان دارد. توضیح بیشتر ...
  • راور. [وَ] (اِخ) یکی از بخشهای پنجگانه ٔ شهرستان کرمان است. این بخش در شمال کرمان واقع و حدود آن بشرح زیر است: از سوی شمال به دشت لوت مرکزی، از سوی خاور میانه به دشت لوت کرمان، از سوی جنوب به بخش زرند و دهستان کوه پایه، از سوی باختر به شهرستان رفسنجان و بخش بافق از شهرستان یزد. منطقه ای است کوهستانی، آب و هوای بخش در دهستان کوهبنان و قسمتی از دهستان حومه سردسیر، و قسمتهای مجاور لوت گرم و معتدل است. آب قراء بخش از چشمه و قنات و زه آب رودخانه تأمین می شود. توضیح بیشتر ...
  • راور. [وِ] (اِخ) شهر بزرگیست در سند. (از معجم البلدان ج 4). نام قصبه ای است در شبه قاره ٔ هند، واقع در استان بمبئی سر راه آهن بمبئی - اﷲآباد. صاحب معجم البلدان که گفته در سند شهر بزرگیست باید همین باشد، و نیز گفته اند که در ناحیه ٔ غور واقع در مرز افغانستان و هندوستان زمینی بوده است. (از قاموس الاعلام ترکی ج 3). توضیح بیشتر ...
گویش مازندرانی

راور در گویش مازندرانی

  • مرتعی در اطراف تنکابن
  • مکان مناسب جهت راه سازی، راه برنده
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید